در اندلس اتفاق مىافتاد سرداران اندلسى را با وجود آگاهى و مهارتشان در نبرد كمتر بخت انتخاب شدن بود خلاصه آنكه وضع نابسامان فرماندهى غالبا حتى در مواقعى كه پيروزى نزديك بود به شكست لشكر مىانجاميد .
لشكر موحدى از حيث تأمين آذوقه و علوفه وضع ناگوارى داشت . زيرا رسانيدن آذوقه از اقصا نقاط مغرب به اندلس و عبور دادن آن از دريا كار آسانى نبود . با آنكه موحدين انبارهاى بزرگى ميان سلا و سبته بخصوص در وادى سبو به وجود آورده بودند ولى غالبا همينكه وارد سرزمين دشمن مىشدند دچار نقصان آذوقه و علوفه مىگرديدند . گاه اين امر سبب اختلال در نظام لشكر مىشد . زيرا سپاهى بهجاى شركت در جنگ مجبور بود به طلب قوت اين سو و آن سو رود .
از مهمترين امتيازات لشكر موحدى برترى او در فن محاصرهء دشمن بود و توانايى او به تصرف شهرها و دژهاى منيع با آلات كوبنده . موحدين از اين حيث بر مرابطين برترى داشتند . و ديديم كه چگونه در محاصرهء وهران و مهديه در افريقيه و طرش و در قصران يا قصر ابى دانس و شلب در پرتغال قدرت خود را نشان دادند . موحدين براى گرفتن شهرها و دژها تنها از وسايل قديم استفاده نمىكردند ، بلكه آلات جديدى داشتند كه سنگ يا گلولههاى داغ آهن پرتاب مىكرد . از جمله در محاصرهء لبله آلتى به كار بردند كه بر سر قواى مسيحى سنگ و آهن مىريخت و هنگام عمل كردن بانگى چون بانگ رعد از آن برمىخاست نظير توپهاى اوليه « 29 » . موحدين دژها و باروهايى براى تقويت نيروى دفاعى برمىآوردند كه از آن جمله هنوز بقاياى دژ بطليوس و قلعهء جابر و باروهاى اشبيليه و لبله برجاست و بر تفوق آنان در فنون استحكامات گواهند .
پس از شكست شوم موحدين در جنگ عقاب و پراكنده شدن لشكرشان ، خلافت موحدى را ياراى آن نبود كه به اندلس نيرو فرستد . بنابراين جبههء دفاعى اندلس فروريخت . ممالك اسپانيا را فرصت به دست افتاد تا هرچه مىتواند از اراضى اندلس را ببلعد . واليان موحدى و اندك باقيماندهء سپاه موحدى نيز سرگرم كشمكشهاى مدعيان
هامش
( 29 ) . رجوع كنيد به جلد سوم .