تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
وجود او شعله‌ور ساخت . و از آن پس روى به كثرت و قوت نهاد . اگرچه در همان ابتدا در كنار باروهاى مراكش در نبرد بحيره منهزم گرديد و بيشتر افراد خود را از دست داد ولى به زودى توانست از زير بار اين شكست قد علم كند و از همان آغاز خلافت عبد المؤمن تن و توش خويش بازيابد . المهدى از همان نخست براى سپاه خود علمى سفيد ترتيب داد كه بر يك روى آن نوشته شده بود « الواحد اللّه . محمد رسول اللّه . المهدى خليفة اللّه » و بر روى ديگر آن نوشته شده بود « ما من إله الا اللّه و ما توفيقى الا بالله و افوض امرى الى اللّه » « 20 » علم سفيد مدتى شعار موحدين بود ولى كم‌كم تغييراتى در عبارات روى آن داده شد و سپس رنگهاى ديگرى نيز بر آن افزوده گرديد . علم موحدى كه در سال 609 در جنگ عقاب به دست قشتاليان افتاده و تا امروز در دير سلطنتى برغش نگهدارى مىشود گواه اين مدعاست « 21 » . در عهد عبد المؤمن بن على اولين خلفاى موحدين سپاه موحدين روى به گسترش نهاد و شمار افراد آن به نحو شگفت‌انگيزى افزون شد . بخصوص از آن هنگام كه قبايل مغرب به سپاه پيوستند . برحسب روايات لشكر موحدين داراى هفتاد و پنج هزار سوار و پانصد هزار پياده شد و اين در آن روزگار رقمى هول‌انگيز بود . « 22 » صاحب الحلل الموشيه بدين مناسبت گويد كه لشكر موحدين را رسم بر اين بود كه پس از نماز صبح در حركت مىآمد ، با بانگ كوسها . چون خليفه سوار مىشد مشايخ و اعيان گرد او را مىگرفتند و در فاصله دور تر از او صد سوار حركت مىكردند و آنگاه با موكب خلافت مصحف عثمان را كه در صندوقى گرفته در صفحات طلا و مرصع به ياقوت سرخ بود درون هودجى بر روى شترى حمل مىكردند و پيشاپيش مىبردند . خليفه و فرزندان پشت سر آن حركت مىكردند . آنگاه نوبت به علم‌ها و طبلها مىرسيد پس وزرا و اكابر دولت بودند و لشكر از پى اينان با ترتيب و نظم خاص خود در حركت مىآمد
هامش
( 20 ) . رجوع كنيد به جلد سوم . ( 21 ) . رجوع كنيد به جلد سوم . ( 22 ) . الحلل الموشيه ص 115 .