تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
در اواخر عصر موحدى يك منصب مهم ديگر در حكومت موحدى به وجود آمد و آن منصب كسى بود كه روابط بين المللى را به عهده داشت و صاحب آن به سفارت نزد ملوك مسيحى مىرفت و چون كسى از آن بلاد مىآمد آن وزير امور پذيرايى و ترجمانى را به عهده مىگرفت . اين منصب در ايام خلافت المأمون هنگامى كه با فرناندوى سوم پادشاه قشتاله پيمان دوستى بست و آن پادشاه مسيحى گروهى از لشكر خود را در اختيار او گذاشت كه به يارى آنان رهسپار مغرب شود و با رقيب خود يحيى المنتصر مبارزه آغازد ، از اهميت خاصى برخوردار گرديد . پيش از اين آورديم كه خليفه عبد المؤمن در آغاز كار كه هنوز با مرابطين دست به گريبان بود با شعار المهدى بن تومرت كه تنها به گرفتن وجوهات شرعى چون زكاتها و عشريه‌ها بسنده خواهد كرد وارد ميدان شد و در اين باب به عمّال ولايات دستورهاى اكيد صادر نمود . اما پس از چند سال كه هزينهء دولت رو به فزونى نهاد مىبينيم براى تأمين هزينهء سپاه عظيم موحدين در مغرب و در اندلس به فكر يافتن منابع تازهء درآمد مىافتد از جمله عبد المؤمن فرمان مىدهد اراضى افريقيه و مغرب از برقه تا سوس الاقصى را مساحت كنند و ثلث اين مساحت را به سبب وجود كوهها و رودها و راهها و غير آن وضع كنند و از باقى ، از زمينهايى كه درخور كشاورزى هستند خراج بگيرند . و هر قبيله سهم خود را بر عهده گيرد . « 13 » علاوه بر اين بخش عظيمى از اموال خزانه از غنايمى كه در جنگها به دست مىآمد يا از مصادرهء اموال مخالفان دولت تامين مىشد . همچنين مقرر شد كه از انواع معاملات خريد و فروش و صادرات و واردات و غير آن بدان شيوه كه در ديگر ممالك قرون وسطا معمول بود ماليات بستانند . از مسيحيان و يهوديان نيز كه در اراضى دولت موحدى سكونت گزيده بودند جزيه‌هاى كلان مىگرفتند و به هنگام طرد و تعقيب كه هرچندگاه يك‌بار از سر گرفته مىشد اموالشان را مصادره مىنمودند .
هامش
( 13 ) . رجوع كنيد به جلد سوم .