تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
عبد المؤمن در راه تحول نظام ابن تومرت به يك خلافت دنيوى پسر بزرگ خود ابو عبد اللّه محمد را در سال 549 ه به ولايت‌عهدى خويش برگزيد و حال آنكه ديديم كه عبد المؤمن پس از وفات ابن تومرت خود چگونه به جانشينى او برگزيده شد . تا آن هنگام چيزى كه حكايت از آن كند كه خلافت امرى موروثى است مشاهده نمىشد و از اين‌رو است كه عبد المؤمن در نامه‌هايى كه در باب ولايت‌عهدى پسرش به اطراف نوشته است تأكيد مىكند كه اصرار قبايل و عشاير مختلف بربر و عرب او را بدين انتخاب واداشته است . عبد المؤمن پس از آنكه پسر بزرگ خود را مقام ولايت‌عهدى داد ، ديگر فرزندان خود را هريك به امارات يكى از ولايات مغرب و اندلس فرستاد و اين گام دومى بود كه بر خلاف سنت ابن تومرت برمىداشت . فرزندان خليفه و اعقاب آنها را با عنوان « السيد » خطاب مىكردند و در تمام مدت خلافت بنى عبد المؤمن اين رسم معمول بود . در دولت موحدين به شيوهء مرابطين رسم بر آن شد كه تنها فرزندان و خويشاوندان و دامادان خليفه به حكومت ولايات و شهرها گسيل داده شوند و حتى گاه به سردارى لشكر يا وزارت برگزيده مىشدند . البته بعضى از مشايخ موحدين و حفّاظ مقرب هم گاهى به اين مناصب بزرگ مىرسيدند . خلافت موحدى تا پايان عهد خويش چه در مغرب و چه در اندلس به اجراى اين شيوه تعصب مىورزيد . ولايات و اعمال مغرب عبارت بودند از بلادسوس و سجلماسه و مراكش و فاس و تلمسان و بجايه و افريقيه و بعدها سلا . سبته‌گاه ولايتى مستقل بود و گاه به مالقه و جزيرة الخضراء مىپيوست . ولايات و اعمال اندلس شامل ولايت غرب ( شلب و حوالى آن ) و اشبيليه و قرطبه و جيان و غرناطه و مالقه و مرسيه و بلنسيه مىشد . مركز حكومت موحدى در اندلس نخست اشبيليه بود زيرا اشبيليه پايتخت قديم اندلس پيش از هر شهر ديگر اندلس دعوت موحدين را پذيرفت . ديگر آنكه نخستين شهرى بود كه موحدين بر آن مستولى شدند ولى عبد المؤمن كمى پيش از مرگ خود فرزندش السيد ابو يعقوب يوسف را كه در آن هنگام والى اشبيليه بود فرمان داد كه از
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 490 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان