5
در اين هنگام از امپراطورى گسترده موحدين جز پايتخت و حوالى آن و منطقهاى ميان رود ابو رقراق و رود ام الربيع جايى در قلمرو موحدين باقى نماند . جلگهء تامسنا و شهر مرزى سلا و رباط الفتح در اين منطقه بود . از اينرو بنى مرين توجهشان به تصرف اين منطقه جلب شده بود . در سال 657 ه يكى از بزرگان بنى مرين يعقوب بن عبد الله بن عبد الحق ، پسر برادر سلطان ابو يوسف با سپاهى راهى تامسنا شد . چنان وانمود كرد كه براى شكار و جمعآورى علف به آنجا مىرود . در عين عبوله در نزديكى سلا فرود آمد . صاحب الذخيرة السنيه مىگويد كه اين حركت به فرمان عمش سلطان ابو يوسف انجام گرفت . « 24 » ولى ابن خلدون روايت ديگر مىآورد از اين قرار كه امير ابو يحيى سلا را در سال 649 ه از دست موحدين بيرون آورده بود و پسر برادر خود يعقوب بن عبد الله را بر آن امارت داده بود ولى موحدين بار ديگر سلا را تصرف كردند . يعقوب با يارانش در همان نزديكيها اقامت گزيد و منتظر فرصتى براى بازپس گرفتن سلا بود . چون عمش ابو يوسف به حكومت رسيد به سبب برخى امور بر يعقوب خشم گرفت و يعقوب براى استرداد سلا در پى چاره برخاست . « 25 » بههرحال يعقوب ترتيب حمله به سلا را داد . والى سلا از سوى المرتضى ، در اين هنگام ابو عبد الله محمد بن ابى يعلى الكومى بود . يعقوب لشكر به سلا نزديك كرد چون نيروى دفاعى شهر ضعيف بود نخست به خدعه قصبهء رباط الفتح را گرفت و محمد بن ابى يعلى را از آن اخراج كرد . ابن ابى يعلى به ازمور گريخت و يعقوب بىهيچ جنگى بر سلا غلبه يافت . و اين قول صاحب الذخيره و ابن خلدون است ولى ابن عذارى مىگويد كه ياران يعقوب با نردبام بر فراز باروها رفتند و نگهبانان را كشتند يا از بارو فروافكندند سپس دروازه را شكسته به شهر درآمدند و
هامش
( 24 ) . الذخيرة السنيه ، ص 102 .
( 25 ) . الذخيرة السنيه ، ص 102 . تاريخ ابن خلدون ، ج 7 / ص 178 .