رود . پس با سپاهى گران از موحدين و مصامده و عرب از مراكش بيرون آمد و رهسپار سلا شد و از آنجا به سوى فاس در حركت آمد . ابو يحيى نيز بسيج نيرو كرد . المرتضى مىخواست به هر نحوى كه شده فاس را از دست بنى مرين بيرون آورد . كوششهاى آشتىجويانهء ابو يحيى سود نبخشيد و ميان دو لشكر بر دامنهء كوه بهلوله يا بنى بهلول در نزديكى فاس جنگ درگرفت و به شكست موحدين و پراكنده شدن لشكرشان انجاميد . جمع كثيرى از آنان كشته شدند . بنى مرين بر لشكرگاهشان مستولى شدند و امتعه و چارپايانش را بردند . عامل مهم در اين شكست خيانت عربها بود كه در همان آغاز جنگ بازگشته بودند . خليفه با بقاياى لشكرش به ازمور گريخت و در آنجا درنگ كرد تا والى مراكش ابو سعيد بن تيجا براى او پارهاى لوازم فرستاد . اين شكست در سال 653 ه / 1255 م بود « 16 » .
المرتضى پس از اين شكست خيال جنگ از سر به در كرد و خود را به بناى قصرهايى براى فرزندانش سرگرم ساخت و در اين راه اموال فراوان هزينه نمود . مسجد جامع على بن يوسف را نيز تعمير كرد و اين عمل پيش از اين در نظر موحدين امرى مكروه بود . به قول ابن عذارى علاوه بر امير ابو يحيى با ابو القاسم العزفى صاحب سبته و ابو الحجاج يوسف بن الامين صاحب طنجه روابط گرم دوستانه برقرار نمود . « 17 »
زمانى اندك از نبرد كوه بهلوله گذشته بود كه بنى مرين به فتح منطقهء تازهاى از مناطق نفوذ موحدين دست زدند . اينبار لشكر به سجلماسه و درعه بردند . بعضى گويند كه اين حملهء جديد در اواخر سال 653 ه بود « 18 » و بعضى گويند در سال 655 ه بود « 19 » . شرح ماجرا از اين قرار است كه والى موحدى سجلماسه ، ابو محمد عبد الحق
هامش
( 16 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 411 و 412 . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 197 . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 259 و ج 7 / ص 176 .
( 17 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 414 ، 415 . تاريخ ابن خلدون ، ج 7 / ص 182 .
( 18 ) . الذخيرة السنيه ، ص 89 . تاريخ ابن خلدون ، ج 7 / ص 176 .
( 19 ) . البيان المغرب ص 416 . روض القرطاس ، ص 197 .