نمود . آنگاه لشكر به منطقهاى كه ميان وادى ابى رقراق و وادى ام الربيع قرار دارد گسيل داشت . قصد او لشكركشى به سلا و رباط الفتح بود . از اين حركت در دربار موحدى بانگ و خروش برخاست و خليفه آماده دفاع گرديد .
خليفه المرتضى كه پيرى پارسا و باوقار بود در اين روزها ضربات خود را بر دشمنان داخلى خود فرود مىآورد . پس از كشتن ابن يونس نوبت به شيوخ خلط رسيد ، معلوم شد كه ايشان در توطئهء قتل السعيد دست داشتهاند . زيرا آنان بودند كه او را در عرصه جنگ رها كردند و چون به قتل رسيد آنان نخستين كسانى بودند كه لشكرگاهش را تاراج نمودند . حتى اين عمل پيش از رسيدن بنى عبد الواد به لشكرگاه خليفهء مقتول صورت پذيرفت . المرتضى آنان را به نزد خود دعوت كرد ، چون بيشتر ايشان به قصر او داخل شدند جمعى كه در كمين ايشان نشسته بودند برجستند و آنان را كشتند . بعضى مىگويند زهر در طعامشان كرده بود . در اين روز هفتاد تن از شيوخ خلط به قتل رسيد . اين حادثهء خونين در سال 652 ه اتفاق افتاد . « 14 »
هم در اين سال يعقوب بن محمد بن قيطون زعيم بنى جابر عصيان كرد . خليفه به او اقطاعات وسيعى داده بود . المرتضى به سردارى ابو الحسن بن يعلى لشكرى به تامسنا فرستاد . ابو الحسن بن يعلى كه ابن جرمون نيز با او بود ، ابن قيطون را براى مذاكره به نزد خود دعوت كردند . چون بيامد ابو الحسن بن يعلى اظهار كرد كه يعقوب بن جرمون بر ديگر عربهاى منطقه برترى دارد . يعقوب بن محمد بن قيطون به خشم آمد و خواست بازگردد ولى او و وزيرش ابن مسلم را گرفتند و ابو الحسن آنان را بند برنهاد و با خود به مراكش برد . « 15 »
در اين احوال بنى مرين نيرو گرفته بودند و پيشروى آنان در قلب مغرب براى موحدين مسئلهء مرگ و زندگى بود . المرتضى تصميم گرفت كه خود به مصاف بنى مرين
هامش
( 14 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 259 . البيان المغرب ، ص 409 .
( 15 ) . البيان المغرب ، ص 410 .