تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
جدا شده بودند به نزد خليفه المرتضى آمدند . اين دو يكى ابو عمران موسى بن زيان المونكاسى است و يكى برادرش على بن زيان . خليفه آن دو را گرامى داشت و مالى بخشيد و آن دو خليفه را به جنگ با بنى مرين تحريض نمودند . خليفه ساز نبرد كرد و رسولان خود به اندلس فرستاد تا گروه جديدى از مزدوران مسيحى را گرد آورند . آنان نيز شمارى را گرد آوردند . در سال 649 ه / 1251 م المرتضى از مراكش با قواى موحدين و عرب بيرون آمد . على بن زيان و برادرش نيز همراه او بودند . خليفه آهنگ جنگ بنى مرين داشت . مىخواست مانع عبور آنان از درهء ابى رقراق به تامسنا شود . در ماه رمضان همين سال مراكش را ترك گفت . نخست به تينملل رفت تا قبر المهدى و قبور اجدادش را زيارت كند سپس از راه مراكش بازگرديد و رهسپار سلا شد . والى سلا ابن ابى يعلى با افراد خود آماده پيوستن به او شده بود . المرتضى چندى در سلا ماند تا از بنى مرين اخبارى به دست آورد . سپس با سپاه خود عازم مكان بنى مرين گرديد . امير ابو يحيى چون از آمدن خليفه به قتال او خبر يافت ، شيوخ بنى مرين و هم‌پيمانان خود را گرد آورد و با آنان به مشورت پرداخت . آنان چنان ديدند كه به مسالمت و صلح گرايد . ابو يحيى به المرتضى نامه نوشت و خواستار آشتى شد . المرتضى خود خواستار چنين پيمانى بود . ولى وزراى دولت به معارضه پرداختند و او را از خطر چنين مصالحه‌اى آگاه كردند . پس خليفه عازم جنگ شد . لشكرى گران و اموالى فراوان براى هزينه و انفاق با خود داشت چون به نزديكى بنى مرين رسيد ، در مكانى موسوم به امن ملولنين ( يا اميلولين ) از حوالى مكناسه فرود آمد . موحدين نبرد را آغاز كردند . موحدين و على بن زيان و لشكرش پيش تاختند ، هريك از ناحيه‌اى . بنى مرين به ظاهر عقب نشستند . كسانى را در كمينگاهها نهاده بودند تا موحدين را به دام اندازند . موحدين به فراست دريافتند و فراريان را تعقيب نكردند . در اين‌حال هم‌پيمان المرتضى يعقوب بن جرمون شيخ سفيان بنابر نامه‌اى كه از ابو يحيى دريافت كرده بود شايع ساخت كه ميان دو لشكر صلح افتاده است . المرتضى به‌همين شايعه اكتفا كرد و فرمان بازگشت داد . لشكر موحدين به سوى مراكش در حركت آمد . در اين‌حال