تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
پى او روان شد و در وادى ابسلى نزديكى وجده ميانشان نبردى رخ داد كه منجر به شكست يغمراسن گرديد . يغمراسن با بقاياى لشكرش به تلمسان بازگرديد . اين واقعه در ماه ذو الحجهء سال 647 ه بود « 7 » . ابو يحيى به فاس بازگرديد . مردم از او امان خواستند . امان داد و از خطايشان بگذشت و براى بار دوم در بيستم جمادى الاخر سال 648 ه / اكتبر سال 1250 م به شهر داخل شد و در قصر فرود آمد . مشايخ شهر را فرمان داد كه هرچه از ذخاير و اموال برده‌اند بازپس دهند و بهاى آن را صد هزار و به قول ابن عذارى سيصد هزار دينار برآورد كرد . مشايخ در اين كار بماندند . پس زعماى آنان و مقدم بر همه قاضى ابو عبد الرحمان المغيلى و ابن جشار و برادرش ابن ابى طاهر را بگرفت و بكشت و سرهايشان از دروازه‌ها بياويخت . ( رجب سال 648 ه ) و مردم شهر و بقيه شيوخ شهر را ملزم كرد كه آن مبلغ بپردازند و در شهر وحشت حكمفرما شد و خيال هر فتنه‌اى و عصيانى از سر مردم به در رفت « 8 » .

2

در اين هنگام فرمانرواى افريقيه ابو زكريا يحيى بن شيخ ابو محمد عبد الواحد الحفصى درگذشت . پس از كشته شدن خليفه ابو الحسن على السعيد او بسيج نيرو كرده بود كه به سوى اقاليم مغرب آيد . در اوايل سال 647 ه لشكر از تونس بيرون آورد . چون به شهر عناب در نزديكى بونه رسيد ، ناگهان بيمار شد و مرض كم‌كم شدت گرفت تا در بيست و دوم جمادى الاخر سال 647 ه / 1249 م چشم از جهان بربست . به هنگام مرگ چهل و نه سال از عمرش رفته بود . اميرى بزرگ و دلير و با عزم و اراده بود . او بود كه به دولت
هامش
( 7 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 175 . الذخيرة السنيه ، ص 83 . ( 8 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 175 . الذخيرة السينه ، ص 84 . البيان المغرب ، ص 395 . روض القرطاس ، ص 197 .