گرفتند و كشتند و سرشان را بر نيزه كرده در شهر گردانيدند . با كشته شدن مسعود يكى از شورشگرانى كه بر مردم ستم مىكرد و دربار موحدى را در تنگنا گذاشته بود از ميان برداشته شد . « 4 »
روزى چند پس از كشته شدن زعيم خلط سپاهى كه الرشيد به سردارى السيد ابو محمد به بلاد حاحه فرستاده بود پيروز بازگرديد . آنگاه الرشيد نامههايى به اطراف به نزد موحدين فرستاد و از آنان خواست به نزد او روند . موحدين نيز دو رسول ، ابو بكر بن يعزى تينمللى و محمد بن بزريجن هنتاتى را به نزد او فرستادند . الرشيد آن دو را به اكرام درآورد و مورد الطاف خود قرار داد . آن دو گفتند موحدين هنگامى به نزد او بازخواهند گشت كه آيين مهدى كه منسوخ شده بار ديگر زنده گردد . نام محمد بن تومرت در خطبهها بيايد و بر سكهها نقش شود و پس از هر نماز بر او درود فرستاده شود . و در اذان به عبارات « تاصليت الاسلام » و سودوت ، و ناردى ، و « اصبح و للّه الحمد » و غير آن بانگ بردارند . الرشيد وعده داد كه خواسته آنان برآورد . سپس موحدين به حضرت آمدند و در خانههايى كه به آنان اختصاص داده شده بود جاى گرفتند . « 5 » و املاك و اموال ايشان و همهء مزايا و حقوق پيشين را به آنان بازگردانيد .
موحدين نيز به صفوف سپاه پيوستند و هريك عهدهدار كارى شد . « 6 »
2
حقيقت امر چيز ديگر بود ، از دولت موحدى پيكر ناتوانى بيش باقى نمانده بود .
قلمرو خليفه از حوالى پايتخت - مراكش - فراتر نمىرفت . دولت حفصيه در افريقيه قيام
هامش
( 4 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 301 - 303 . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 ص 255 .
( 5 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 304 و 305 . ابن خلدون ، العبر ج 6 / ص 254 .
( 6 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 306 .