تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
خطر كردند . يحيى به شهر وارد شد و اصحاب او از عربها و قبايل هسكوره خانه‌ها را تصرف كردند . در اين هنگام وزارت يحيى با ابو محمد بن وانودين و ابو يحيى بن زكريا بن يجلد بود . ابن وقاريط و اتباعش در سراى وزير پيشين ابو سعيد بن جامع فرود آمدند . زعما قصرها و محله‌ها را ميان خود تقسيم كردند . ابن وقاريط و عربها زمام اختيار خليفهء ناتوان را به دست گرفتند . از خواص يحيى المعتصم غلامى بود به نام ابو حمامه بلال ، روزى از على برادر يحيى در نزد او سعايت كرد ، يحيى برادر را بگرفت و بكشت و با آنكه ابن وقاريط و عربهاى خلط هم شفاعت كردند سودى نبخشود . اين امر سبب شايعاتى شد . موحدينى كه در شهر بودند ، شهر را ترك كردند و به هر وسيله كه بود خود را به كوهستان رسانيدند و چشم به راه حوادث نشستند . . دخول يحيى به مراكش در اواخر سال 632 ه / 1235 م بود . تا اوايل سال بعد در مراكش ماند و الرشيد در سجلماسه بود و سرگرم ساز نبرد . چون كارهاى خود سروسامان داد اعراب سفيان نيز كمر به يارى او بستند . شيخ عربهاى سفيان جرمون بن عيسى بود . الرشيد با قواى خود از سجلماسه به سوى مراكش در حركت آمد . بار ديگر در مراكش هرج‌ومرج افتاد . يحيى از مراكش بيرون شد تا با الرشيد روياروى شود . مصاف آغاز شد و چند روز به طول انجاميد . در خلال جنگ سواران رومى از لشكر الرشيد بر عربهاى خلط زدند و آنان را با اميرشان از آوردگاه فرارى دادند و لشكر يحيى شكست خورد و زنان و فرزندانشان به اسارت افتادند . الرشيد در ميان موكبى شكوهمند به مراكش وارد شد و ياران خود را صله‌ها داد و دشمنان را عفو كرد . اين وقايع در سال 633 ه / 1236 م به پايان آمد . « 9 » الرشيد پس از استقرار مصمم شد كه ريشه فساد عربهاى خلط را قطع كند و از پى آنها رفت . در اين زمان عربها از يحيى المعتصم جدا شده بودند . يحيى با اندكى از ياران خود به ميان عربهاى معقل رفت و به آنان پناه برد .
هامش
( 9 ) . البيان المغرب ، ص 318 - 324 . ابن خلدون ، العبر ج 6 / ص 255 .