مهاجرت آماده شوند . چون معاهدهء تسليم امضاء شد ، قصر كه مقر واليان بود و در جنوب شهر در نزديكى دروازه جهور بود به پادشاه قشتاله تحويل داده شد . پادشاه كس فرستاد تا شعار پادشاهى را بر فراز برج بلند آن نصب كند . اين روز ، روز دوشنبهء پنجم شعبان سال 646 ه / بيست و سوم ماه نوامبر سال 1248 م بود . در روايات اسلامى اين روز را روز سقوط اشبيليه مىدانند .
مسلمانان يك ماه در شهر ماندند و كارهاى خود ترتيب دادند و آنچه فروختنى بود فروختند . فرناندو سوارانى را در راهها گذاشته بود تا مهاجران به سلامت بگذرند و به شهر شريش روند و نيز در دريا مامورانى معين كرده بود كه آنان را به سبته رسانند .
نيز ناوگانى مركب از پنج كشتى بزرگ و هشت كشتى كوچك در اختيار آنان گذاشته بود « 21 » . مردم گروهگروه از شهر خارج مىشدند . شمار مهاجران را چهارصد هزار نفر نوشتهاند كه از اين شمار صد هزار نفر از راه دريا به سبته رفتند و سيصد هزار نفر از راه خشكى به شريش « 22 » . مهاجران در اكناف اندلس و مغرب پراكنده شدند . شمار كثيرى نيز به ترغيب ابن الاحمر به غرناطه رفتند . جمعى نيز در استان لبله در غرب اندلس مسكن گزيدند . آنان كه از آب گذشتند جمعى در سبته ماندند و جمعى به تونس رفتند .
زعيم اشبيليه شقاف نيز از مهاجران بود كه به سبته رفت و به پيشنهاد فرناندو كه گفته بود به او اقطاع خواهد داد گوش ننهاد . جمعى از سران و سرداران نيز با او بودند .
ظاهرا شقاف در امور سبته به دخالت پرداخته بود و با والى حفصى ابن ابى خالد در برخى كارها همدست شده بود . از اينرو مىبينيم كه رهبر دينى سبته فقيه ابو القاسم العزفى به خلاف او برخاست و به يارى همپيمان خود ابو العباس الرنداحى رياست را از آن خود كرد و شقاف و جمعى از يارانش از قربانيان اين انقلاب بودند . اين واقعه در ماه رمضان سال 647 ه اتفاق افتاد « 23 » .
هامش
( 21 ) . الروض المعطار ص 22 . و نيز :021 . p , dibi . zelaznoG . J( 22 ) .. 4211 . ON . dibI . lareneG acinorG( 23 ) . الذخيره السنيه ، ص 85 . البيان المغرب ص 400 و 401 .