پس از آنكه مردم اشبيليه شهر را ترك كردند شهر سه روز خالى و بىسكنه بود .
در روز بيست و دوم ماه دسامبر سال 1248 م اوايل رمضان سال 647 ه فرناندوى سوم پادشاه قشتاله به شهر درآمد ، با موكبى شكوهمند . مطران طليطله مسجد بزرگ جامع را به كليسا تبديل كرد . پادشاه مسيحى و حواشى او از اكابر اسقفها و سرداران شواليهها به آنجا رفتند و مراسم قداس انجام گرفت . سپس پادشاه به قصر رفت و به تنظيم امور پرداخت و اشبيليه را مركز مطرانى قرار داد چنان كه پيش از آمدن مسلمانان به آن سرزمين چنين موقعيتى داشته بود . آنگاه خانهها و اراضى مسلمانان را ميان فاتحان تقسيم كرد . مسيحيان كه در خارج شهر سكونت داشتند به درون شهر آمدند و در خانهها زيستن گرفتند « 24 » .
از اين تاريخ اشبيليه بهجاى طليطله پايتخت مملكت قشتاله و مقر دربار قشتالى گرديد .
بدينگونه اشبيليه شهر عظيم اندلس سقوط كرد . از آن هنگام كه موسى بن نصير در سال 712 م آن را فتح نمود تا اين زمان كه مسلمانان از آن اخراج شدند قريب به پانصد و سى و پنج سال مىگذشت . يك قرن تمام موحدين در آنجا فرمان راندند .
سقوط اشبيليه پس از سقوط قرطبه و شهرهاى شرقى نقطه پايان سلطهء آنان در شبه جزيرهء اسپانيا بود . اشبيليه نيز همانند قرطبه از بزرگترين مراكز علوم و ادبيات در غرب اسلامى بود . از آنجا مردان بزرگى برخاستند چون بنى زهر بزرگترين استادان طب و كيميا در غرب ، در قرون وسطى و ابو العباس بن الروميه بزرگترين گياهشناسان و داروگران پس از ديسقوريدس . اشبيليه در عصر ملوك الطوايف در سايه عنايت بنى عباد درخشيد و به مدت نيم قرن بزرگترين مجمع ادب و شعر و نثر در اندلس بود .
هامش
( 24 ) . دربارهء فتح اشبيليه رجوع كنيد به البيان المغرب ، ص 381 و 382 . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 / ص 171 و ج 7 / ص 190 . الذخيره السنيه ، ص 71 - 72 و ص 80 . الروض المعطار ، ص 22 و از مراجع قشتالى رجوع كنيد به :: ed . SI - 121 - 89 . P , dibI zelaznoG . J . 5211 - 0801 . oN ) ladiP . dE ( lareneG acinorC . 95 - 35 . P . VI . T : dibI : etneufaL . M . 33 - 13 . P : edahomlA alliveS : sacigaC sal