تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
هرچه بود ويران مىكردند و غارت مىنمودند . حتى بارها به منية البحر كه همه باغها و بستانها بود و موحدين در جنوب شرقى شهر احداث كرده بودند ، حمله كردند و هرچه يافتند از چارپايان و اموال و جامه‌ها بردند و همه مسلمانانى را كه در آنجا بودند كشتند و خانه‌ها را آتش زدند . در ربض مقرينه در شمال شرقى شهر نيز چنين كردند . در بهار سال 1248 براى لشكر فرناندو از اطراف مدد رسيد . نيرويى از سواران قشتاله به سردارى ولىعهد آلفونسو و نيرويى از سواران قطلونيه به سردارى آلفونسو ولىعهد آراگون و نيرويى از سواران پرتغالى به سردارى پدرو ولىعهد پرتغال و نيرويى از سپاهيان بسكونيه و قشتالهء قديم به سردارى لوپث‌دهارو و نيز يوحنامطران شنت ياقب با نيرويى از سپاهيان جليقيه برسيد . جماعاتى هم از مدينهء سالم و مدلين و قوريه و غير آن پيوستند . بسيارى از اسقفها و راهبان و شواليه‌هاى دينى بيامدند و همه در قسمتهاى مختلف قرار گرفتند و در محاصرهء شهر شركت جستند . نه ماه از محاصرهء اشبيليه گذشت و شهر همچنان استوار مقاومت مىكرد . ولى پس از مدتى كه تمام راهها به دقت بسته گرديد كم‌كم شبح گرسنگى چهرهء مخوف خود را آشكار ساخت . تنها راهى كه به روى مردم شهر اندكى باز بود راه طريانه بود . قلعهء طريانه كه در جنوب غربى اشبيليه بود مشرف به دشت الشرف بود . از آن راه مردم اشبيليه نزد امرا و زعماى مغرب كس فرستادند و به صورت نظم و نثر رنجهاى خود برشمردند و يارى خواستند ولى پاسخى نشنيدند . « 18 » قلعهء طريانه در جنوب غربى اشبيليه خاطر مسيحيان را به خود مشغول داشته بود . قبل از دست يافتن به آن مىبايست پل بزرگى را كه در نزد برج الذهب بر روى نهر وادى الكبير ساخته بودند و طريانه را به اشبيليه مىپيوست ويران ساخت . اين پل شمارى كشتى بود كه با زنجيرهاى محكم به‌هم بسته شده بودند . بونيفاس سردار ناوگان مسيحى خود ، ويران كردن پل را بر عهده گرفت . براى اين منظور دو كشتى بزرگ
هامش
( 18 ) . اين قصايد در الذخيرة السنيه ، ص 74 به بعد و در البيان المغرب ، ص 382 - 384 ، آمده است .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 365 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان