تصرف آورد كه همه از املاك ابن الاحمر بودند . قشتاليان سپس به سوى غرناطه در حركت آمدند و شهر را محاصره كردند ولى با تلفات سختى بازگرديدند . اين واقعه در سال 642 ه / 1244 م اتفاق افتاد .
سال بعد بار ديگر قشتاليان به جيان لشكر كشيدند و آنجا را محاصره كردند ولى جيان بار ديگر در برابر آنان ايستادگى كرد .
چون تجاوزات قشتاله افزون شد و ابن الاحمر دفاع از اراضى خود را دشوار ديد بر آن شد كه راه مصالحه در پيش گيرد شايد مملكت خود را سالى چند از سقوط حفظ كند . در روايات اسلامى آمده است كه در اواخر سال 643 ه / فوريهء 1246 توانست پيمان صلحى به مدت بيست سال با پادشاه قشتاله منعقد كند و در برابر عدم تجاوز او شهر جيان و دژهاى پيوسته به آن را به او تسليم نمايد و ارجونه و بيغ و حجار و قلعهء جابر و سرزمين فرنتره چشم بپوشد . در اين معاهده از اشبيليه و شريش سخنى به ميان نيامده بود . « 33 » در روايات مسيحى آمده است كه ابن الاحمر افزون بر اين به مقتضاى اين معاهده ملزم شد كه در باقى سرزمينهايى كه بر آن فرمان مىراند تابع پادشاه باشد و هر سال جزيهاى به مبلغ صد و پنجاه هزار مراويدى بپرداد و او را در جنگهايش يارى دهد و هر سال در زمرهء امراى تابع دولت قشتاله در مجلس مشاوره شركت جويد . « 34 »
پادشاه قشتاله نيز توانست با خاطر آسوده در آن بخش از اراضى اندلس كه مشمول اين معاهدهنامه نمىشد و در غرب مملكت غرناطه واقع بود ، از جمله اشبيليه به فتوحات خود ادامه دهد و البته فرناندوى سوم در بيست و هفتم رمضان سال 646 ه / بيست و سوم نوامبر 1248 م پس از محاصرهاى طولانى بر اشبيليه استيلا يافت و ما در جاى خود به تفصيل به آن خواهيم پرداخت و از حوادث دردناك اين محاصره شركت ابن الاحمر با سواران خود در كنار پادشاه قشتاله بود . زيرا در معاهدهء صلح تعهد كرده بود كه در لشكركشيهاى پادشاه شركت جويد . در روايات اسلامى آمده است كه ابن الاحمر بر وفق آن
هامش
( 33 ) . رجوع كنيد به : البيان المغرب ص 367 . الذخيرة السنيه ص 72 و 73 . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 190 .
( 34 ) .. 59 . p : dibi 647 . p . I . lov ) ladip . dE ( lareneG acinorC : zelaznoG . J