قرارداد مجبور بود كه هر ساله به عنوان يكى از اتباع پادشاه قشتاله با او ديدار كند . « 35 »
چون ابن الاحمر احساس كرد كه امور مملكتش سر و سامانى يافته پسر خود امير ابو سعيد فرج بن محمد بن يوسف بن نصر را به ولايتعهدى برگزيد . ولى امير ابو سعيد در سال 652 ه / 1254 م درگذشت « 36 » ، و مدت سه سال منصب ولايتعهدى خالى بود ، تا آنگاه كه پسر ديگر خود محمد ملقب به الفقيه را در سال 655 ه / 1257 م ولايتعهدى داد و همين پسر بعدها جانشين پدر بر تخت فرمانروايى غرناطه گرديد . « 37 »
در سال 659 ه روابط ميان ابن الاحمر و فقيه ابو القاسم العزفى صاحب سبته به عللى كه در روايات به آن اشارت نشده است تيره گرديد و ابن الاحمر لشكر به سبته كشيد . و ناوگان خود را از جزيره الخضراء به سردارى امير البحر ظافر در حركت آورد و وارد آبهاى سبته شد و شهر را مورد حمله قرار داد . ابو القاسم العزفى نيز سردار ناوگان خود ابو العباس الرنداحى را فرمان داد كه به مقابله پردازد .
در اين نبرد قواى اندلس شكست خورد و ظافر كشته شد . سرش را بريدند و به سبته بردند و در شهر گردانيدند . اين سال به سال ظافر معروف شد . « 38 » از آن پس ابن الاحمر به فكر حملهء مجدد به سبته نيفتاد .
مدت قرارداد بيست سالهء صلح ميان ابن الاحمر و پادشاه قشتاله در سال 662 ه / 1264 م به پايان آمد و ابن الاحمر براى ديدار با پادشاه قشتاله به اشبيليه رفت .
پادشاه قشتاله در اين ايام آلفونسوى دهم ملقب به حكيم بود كه بهجاى پدرش فرناندوى سوم و پس از مرگ او در سال 1252 بر تخت فرمانروايى نشسته بود . ابن الاحمر مىخواست قرارداد را تجديد كند . دو داماد او ابو محمد و ابو اسحاق پسران اشقيلوله با پانصد سوار همراه او بودند . آلفونسوى دهم از شهر بيرون آمد و او را به درون شهر دعوت كرد تا به مذاكره پردازند . ابن الاحمر با دامادهاى خود و گروهى از سواران خود به درون
هامش
( 35 ) . البيان المغرب ، ص 410 .
( 36 ) . الذخيرة السنيه ، ص 88 .
( 37 ) . البيان المغرب ، ص 415 .
( 38 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، ص 431 .