ابو عبد الله را در امارت اشبيليه ابقاء كرد . در سبته همچنين تحولى رخ داد . آنان نيز از سال 630 ه بيعت موحدين را نقض كرده بودند . چون هيأت اشبيليه در راه رفتن به مراكش در سبته از كشتى پياده شدند مردم سبته نيز به خليفه الرشيد اظهار فرمانبردارى كردند و هيأتى به مراكش فرستادند تا بيعت ايشان اعلام دارد . بازگشتن سبته و اشبيليه به بيعت موحدين در مراكش موجب شادمانى گرديد و دو هيأت را به گرمى استقبال نمودند و به اكرام درآوردند و چون مردم اشبيليه عمر بن و قاريط زعيم پيشين هسكوره را كه بر ضد موحدين شورش كرده بود گرفتند و به مغرب فرستادند شادمانى دربار مغرب افزون شد . عمر بن وقاريط پس از هزيمت به اشبيليه رفته بود و در سايه امن ابن هود مىزيست . « 27 » و مادر جاى خود به تفصيل آن خواهيم پرداخت .
4
محمد بن يوسف بن الاحمر در خلال اين احوال چشم به حوادث اندلس دوخته بود و منتظر فرصت . چون ابن هود درگذشت دريافت كه فرصت فرارسيده تا بر نواحى وسطاى اندلس دست اندازد ، تا مگر از آنجا بر مناطق شمالى هم مستولى گردد . هدف اصلى او غرناطه بود . ابن هود عتبه بن يحيى المغيلى را امارت غرناطه داده بود و او مردى ستمكار بود . عتبه بن يحيى با ابن الاحمر سخت دشمنى مىورزيد و فرمان داده بود تا او را در منابر سب كنند . چون ستم از حد درگذرانيد جمعى از اشراف شهر به زعامت ابن خالد بر او بشوريدند و قصبه و قصر را گرفتند و او را كشتند و اطاعت خويش از ابن الاحمر را اعلان داشتند و نزد او كس فرستادند و به نزد خود فراخواندندش . ابن الاحمر با جماعتى از ياران خود به اشبيليه شتافت و رعايت احتياط را در خارج شهر فرود آمد .
روز ديگر هنگام غروب آفتاب به شهر درآمد جامههاى خشن و حلهاى مرقع پوشيده بود .
به مسجد قصبه ( قلعه ) رفت و در نماز مغرب بر مردم امامت كرد . سپس از مسجد بيرون
هامش
( 27 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص 337 و 339 .