تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
شهر رفت و در عباديه از محلات شهر جاى گزيد . در حال او را خبر دادند كه مسيحيان كوچه‌هايى را كه به محل سكونت او منتهى مىشود با چوب بسته‌اند تا حركت اسبان را مانع شوند . ابن الاحمر بيمناك شد و با ياران خود از موانع گذشت و خشمناك از شهر بيرون شد . بعدها هرچه آلفونسو عذر آورد و توضيح داد سودمند نيفتاد . ابن الاحمر در راه بازگشت به غرناطه به شذونه ( مدينة ابن السليم ) « 39 » رفت و مردم را فرمان داد كه براى دفاع در برابر تهاجم مسيحيان آماده باشند . اين امر سبب شد كه روابط غرناطه و قشتاله تيره شود . « 40 » در واقع ابن الاحمر در پى فرصتى مىگشت كه خود را از اين زنجير اهانت‌بارى كه معاهده با قشتاله بر دست و پاى او نهاده بود خلاص گرداند ولى از سوى ديگر مىدانست كه به تنهايى ياراى ايستادنش در برابر آن دولت مقتدر نيست . آلفونسوى دهم عاقبت نقاب تزوير از چهره برافكند و در همان سال ، سال 662 لشكر به غرناطه آورد و روزى چند شهر را محاصره كرد ، « 41 » ، ولى بىآنكه نتيجه‌اى حاصل كند بازگرديد . از اين پس ابن الاحمر در پى يافتن وسائلى افتاد كه او را در مقابل تجاوز قشتاله يارى دهد . حوادثى كه در نواحى شرقى و غربى اندلس رخ مىداد و بالا گرفتن رنج و محنت اين سرزمين و سقوط پىدرپى شهرهاى اسلامى به دست دشمن ، در آن سوى دريا ، در مغرب آنجا كه ستارهء اقبال دولت بنى مرين روز به روز درخشندگى بيشتر مىيافت انعكاسى عظيم داشت . دولت بنى مرين به پايه‌اى از قدرت رسيده بود كه بتوان در مهمات از او مدد خواست . نخستين گروه از متطوعين آنها به سردارى عامر بن ادريس بن عبد الحق به شبه جزيره آمدند و در اواخر سال 662 ه شهر شريش را گرفتند و مسيحيان را از قلعهء شهر اخراج كردند . از سوى ديگر در سراسر مغرب براى نجات اندلس قبل از آنكه به كلى از دست برود نهضتى بزرگ برخاسته بود و در اين نهضت شعرا و ادبا نيز سهم بسزايى داشتند . البته اين كوشش و تلاش چند سال بعد ثمر داد .
هامش
( 39 ) . به اسپانيائىainodeS anideM( 40 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ص ، 437 و 438 . ( 41 ) . الذخيرة السينه ، ص 111 .