سرفرازى به شهادت رسيد .
ابن الاحمر محمد بن يوسف با آنكه در اقاليم وسطا و جنوبى اندلس جاى پاى استوار كرده بود مدتها در اين انديشه بود كه به رياست خويش جنبه قانونى و شرعى نداده است . ديديم كه در سال 631 ه با ابن هود پيمان صلح بست و به اطاعت او درآمد . چون ابن هود وفات كرد ، بر آن شد كه در زير علم دولت موحدى جاى گيرد . از اينرو به خليفه الرشيد اعلان بيعت كرد و براى او در غرناطه و مالقه و جيان و ديگر بلادى كه تحت فرمان او بود بيعت گرفت . در سال 637 اين بيعت به عرض خليفه الرشيد رسيد و او را سخت خشنود ساخت . « 30 »
ابن الاحمر در تمام طول خلافت الرشيد بر بيعت خود باقى بود . و الرشيد نيز به همينكه نامش را در خطبه مىآورد راضى بود . چون الرشيد در سال 640 ه درگذشت ابن الاحمر نيز خطبه به نام موحدين را قطع كرد و به دولت حفصيه در افريقيه روى آورد و به امير ابو زكرياى حفصى اظهار فرمانبردارى نمود و همراه با ابو بكر بن عياش شيخ مالقه و ابو جعفر التنزولى بيعت خود به تونس فرستاد . امير ابو زكريا به عنوان هزينه جهاد اموال بسيار براى او گسيل داشت . « 31 » ابن الاحمر پس از امير ابو زكريا با پسرش امير المستنصر تجديد بيعت نمود . اين بيعت در سال 664 صورت گرفت و امير المستنصر براى او از راه دريا هدايا و اموالى كرامند فرستاد . « 32 »
ابن الاحمر در حالىكه براى توسعه مملكت و تحكيم سلطه خويش تلاش مىكرد از خطر مسيحيان غافل نبود و حركات فرناندوى سوم پادشاه قشتاله را زير نظر داشت .
در واقع ديگر شهرهاى منطقه وسطا بويژه جيان و حوالى آن پس از سقوط قرطبه مورد مزاحمت فرناندو بود . از جمله لشكرى به سردارى پسرش آلفونسو به منطقه جيان فرستاد و بر دژ ارجونه موطن ابن الاحمر و قوم او مستولى گرديد . و چند دژ ديگر را در
هامش
( 30 ) . البيان المغرب ص 255 .
( 31 ) . البيان المغرب ، ص 356 .
( 32 ) . الذخيرة السنيه ، ص 125 .