ابن هود مصمم شد كه به كار محمد بن الاحمر پايان دهد ، از اينرو با قشتاله پيمان صلح بست تا با خاطر آسوده اين مهم از ميان بردارد . ابن الاحمر نيز با ابو مروان الباجى كه بر اشبيليه غلبه يافته بود ، بر ضد ابن هود دست اتحاد داد و دختر خويش نيز به او داد .
ابن هود و ابن الاحمر كارشان به جنگ كشيد . مصاف در نزديكى اشبيليه واقع شد .
در اين نبرد ابن هود شكست خورد و ابن الاحمر و همپيمانش ابو مروان پيروز شدند .
اين جنگ در اوايل سال 631 ه / 1233 م اتفاق افتاد . « 5 » ابن الاحمر پس از اندكزمانى به اشبيليه درآمد ولى از همپيمان و دامادش ابو مروان خوشدل نبود . از اينرو يكى ديگر از نزديكان خود از بنى اشقيلوله را برانگيخت تا در ماه جمادى الاول همان سال او را به قتل رسانيد . ابن الاحمر قصبهء ( قلعه ) شهر را به تصرف آورد ولى جز يك ماه نپاييد زيرا مردم اشبيليه بر او شوريدند و او را از قصبه و از شهر بيرون راندند ، و بار ديگر به ابن هود بازگشتند . ابن هود برادر خود عماد الدوله سالم را بار ديگر به امارت اشبيليه فرستاد . ابن عذارى مىگويد مردم قرطبه هم با ابن الاحمر چنان معاملهاى كردند . يعنى نخست با او بيعت نمودند و چون ديدند كه با ابو مروان الباجى غدر ورزيد و مردم اشبيليه بر او شوريدند ، آنان نيز شورش كردند و بيعت او گسستند و به اطاعت ابن هود درآمدند . « 6 »
در اين هنگام حادثهاى رخ داد كه انتظارش نمىرفت و آن انعقاد پيمان صلح ميان ابن هود و ابن الاحمر بود . هر دو زعيم دريافته بودند كه آغاز جنگ داخلى تنها به سود پادشاه قشتاله تمام خواهد شد . از اينرو در ماه شوال سال 631 ه / ژوئن سال 1234 م ميان آن دو پيمان صلح بسته شد و ابن الاحمر به فرمانروايى ابن هود اعتراف كرد . ابن خلدون سبب اين اعتراف را صدور منشور خليفهء عباسى به نام ابن هود مىداند . « 7 »
پس از اندكزمانى در سال 632 ه در شهر لبله ، از اعمال اشبيليه شورشى پديد
هامش
( 5 ) . روض القرطاس ، ص 183 .
( 6 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 279 و 322 . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 / ص 170 .
( 7 ) . روض القرطاس ، ص 183 . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 / ص 170 .