تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
اين واقعه در سال 629 ه اتفاق افتاد . چون ابن هود منشور امارت از خليفه گرفت فرزند خود ابو بكر محمد بن محمد را به ولايت‌عهدى برگزيد و او را الواثق بالله و المعتصم بالله لقب داد و در نامه‌اى اين خبر به همهء حكام و واليان و اعيان و فقها و وزراى اندلس بداد . « 3 »

1

محمد بن يوسف بن هود در فرمانروايى اندلس بدون رقيب نبود و اگر چنين بود شايد اندلس سرنوشت ديگرى مىداشت . يكى از رقبا - چنان كه گفتيم - ابو جميل زيان بن مردنيش بود در شرق اندلس ، در بلنسيه . ابو جميل چندان خاطر او را مشغول نمى داشت . آنچه سبب دل‌مشغولى او شده بود زعيم ديگرى بود كه ستارهء اقبالش در نواحى وسطا و جنوبى اوج مىگرفت و او محمد بن يوسف بن محمد بن احمد بن خميس النصرى بود ، معروف به ابن الاحمر . بنى نصر نسب به سعد بن عباده سرور خزرج مىرسانيدند و در اصل در دژ ارجونه مىزيستند . اين دژ در نزديكى رود وادى الكبير و از اعمال جيان بود . بنى نصر در آن منطقه صاحب عصبيت و وجاهت بودند . چون اوضاع پريشان شد و سلطه موحدين در اندلس برافتاد و ابن هود در شرق اندلس سر برداشت و دامنهء نفوذش تا جنوب امتداد يافت محمد بن يوسف بن الاحمر دريافت كه هنگام عمل فرارسيده است . پس دعوى فرمانروايى كرد و نخست در سال 629 ه در ارجونه با او بيعت كردند . سال بعد به جيان درآمد و از مردم بيعت گرفت آنگاه در بسطه و وادىاش نيز بسط نفوذ داد و ديرى نكشيد كه به نواحى وسطا و جنوبى نيز دست‌اندازى كرد . ابن الاحمر نخست به نام امير ابو زكريا الحفصى صاحب افريقيه خطبه خواند و از او نيز ياريها ديد ولى پس از چندى او نيز مانند ابن هود ، خطبه به نام خليفهء عباسى المستنصر بالله كرد . « 4 »
هامش
( 3 ) . اين نامه در كتاب زواهر الفكر كه پيش از اين از آن ياد كرديم آمده است . ( نسخهء خطى اسكوريال شماره 520 الغزيرى و 518 يرنبور ) . ( 4 ) . البيان المغرب ، ص 279 ، تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 170 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 319 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان