جزيرهء شقر به خلاف او برخاست و به نام ابن هود دعوت كرد . در شاطبه نيز كه والى او از پسرعموهاى زيان بود ، چنين شد .
بدينگونه ميان ابو جميل زيان و محمد بن يوسف بن هود خلاف افتاد . ابن هود به بلنسيه لشكر كشيد . زيان به دفاع بيرون آمد و شكست خورد . ابن هود به تعقيب او تا بلنسيه برفت ولى شهر در برابر او مقاومت ورزيد . ابن هود از آن پس به حوادث ديگر سرگرم شد . « 9 »
بزرگان اندلس در چنان موقعيتى اين گونه روياروئيها را ناخوش مىداشتند و آن را منافى اتحاد و وحدت كلمه مىدانستند از جمله علامهء فقيه ابو بكر بن عزيز بن خطاب عميد علماى مرسيه نامهاى به خطيب ابو عبد اللّه بن قاسم به بلنسيه نوشته و از او خواسته كه ابو جميل زيان را به دخول در اطاعت امير المسلمين ابن هود وادارد و اين پيش از حركت ابن هود به جنگ زيان در بلنسيه است . در اين نامه تأكيد مىكند كه قوت در اتحاد است و آن چيزى است كه خدا و رسول نيز بدان فرمان دادهاند و بر علماى دينى واجب است كه در تحقق آن بكوشند زيرا مخالفتها سبب انقطاع رياست و استيلاى دشمنان دين بر بلاد مىشود . سپس از او مىخواهد كه امير ابو جميل را به دخول در همان راهى كه راه همهء مسلمانان است تحريض كند ، تا محبت اهل اندلس و محبت همهء مسلمين شامل حالش شود . « 10 »
اما السيد ابو زيد چندى در آن دژ كه پناه گرفته بود درنگ كرد و چون دولت موحدين را در حال از دست رفتن مىديد و از هرجا مأيوس شده بود چارهاى جز التجاء به مسيحيان نديد . از اينرو با زن فرزند و اموال آهنگ خايمهء « 11 » اول پادشاه آراگون نمود . ابو عبد اللّه
هامش
( 9 ) . رجوع كنيد به اعمال الاعلام ص 172 . البيان المغرب ص 270 . العبر ج 4 ص 167 و نيز :. 672 572 . p ) 5091 azogaraZ ( anamlusuM aicruM ed airotsiH : orimeR rapsaG . M( 10 ) . اين نامه در كتاب زواهر الفكر و جواهر الفكر محمد بن على بن عبد الرحمان معروف به ابن المرابط آمده است .
اسكوريال شماره 518 الغزيرى ( يرنبور شماره 520 ) .
( 11 ) . در روايات اسلامى ازemiaJبه عنوان جاقمه ملك ارغون ( الروض المعطار ص 48 و ( اعمال الاعلام ص 273 ) و در جايى دونجايمش ( اعمال الاعلام ص 337 ) ياد شده است . و خايمه به اسپانيايى يعقوب است .