چند دژ و بخشى از اراضى اسلامى را به او داد .
در پى اين قرارداد السيد ابو زيد با شواليه پدرو داساگرا صاحب شنتمريهء شرق و بلاسكود آلاگون زعيم آراگونى - كه دو سال پيش به بلنسيه پناهنده شده و به خدمت موحدين درآمده بود ، سپس به آراگون بازگشته و مورد عفو شاه آراگون واقع شده بود - با چند تن از سواران آراگونى لشكرى بيرون آورد و به آن بخش از اراضى كه هنوز تا اندازهاى در آنجاها مورد تأييد بود حمله آغاز كرد . السيد ابو زيد با آنكه بر بخشى از آن سرزمينها دست يافت حتى تا نزديكى بلنسيه را در تصرف آورد ولى ديد كه نمىتواند به تمام موادى كه در آن عهدنامه بود جامهء عمل بپوشد . از اينرو در ماه ژانويه سال 1232 م بازگرديد و همهء حقوقى را كه در آن عهدنامه براى خود حفظ كرده بود به او تسليم كرد خواه در درون شهر بلنسيه و خواه در اراضى آن . « 15 »
در خلال اين احوال السيد ابو زيد پا فراتر نهاد و مردى كه از نوادگان عبد المؤمن بود يكسره به كيش مسيحيت درآمد و براى خود نامى مسيحى ، بثنته
etneciV
يا به عربى « بجنت » را برگزيد و با زنى مسيحى از مردم سرقسطه ازدواج كرد . در اسناد مسيحى او را بثنته نوادهء امير المؤمنين مىخوانند . در روايات مسيحى تصريح نشده كه او از چه زمانى اين كيش را برگزيد ولى از روايات چنان برمىآيد كه از آن زمانها كه والى بلنسيه بود ، اين نيت در دل نهان مىداشت و حتى در اين روايات آمده است كه چون معلوم شد رسولان خود را در نهان نزد پاپ و پادشاه آراگون فرستاده و اين آيين را برگزيده است او را از بلنسيه طرد كردند . « 16 »
در روايات اسلامى نيز به ارتداد او از اسلام تصريح شده « 17 » . از سوى ديگر دبير او ابن الابار كه با او به دربار پادشاه آراگون رفته بود چون ديد كه تسليم مسيحيان شده و مىخواهد دين آنان را برگزيند رهايش كرد و به بلنسيه بازگرديد و به خدمت ابو جميل
هامش
( 15 ) .. 926 , 626 , 526 , 226 . P ) 1091 aicnelaV ( ebarA aicnelav : srabi selip serednA( 16 ) .. atoN , atiruZ , tic . 226 , 816 , 716 . P , dibi , srabI . P . A( 17 ) . رجوع كنيد به البيان المغرب ، القسم الثالث ص 270 . العبر ج 4 / ص 167 و 168 .