صيت شهرتش بسيط اندلس را بگرفت . از شهرهاى شرقى شاطبه و جزيرهء شقر و متعلقات آنها و از نواحى جنوبى و وسطاى اندلس شهرهايى چون قرطبه و جيان به اطاعت او درآمدند . مردم قرطبه والى موحدى السيد ابو الربيع را كشتند و موحدين را از آنجا بيرون كردند . همچنين غرناطه و مالقه و المريه اظهار اطاعت كردند .
چون كار محمد بن يوسف بن هود بالا گرفت ، السيد ابو العلى در اشبيليه بود و در اين روزها او را خليفه المامون مىخواندند . خبر حوادث مشرق و شكست موحدين و از دست رفتن مرسيه و فرياد دادخواهى السيد ابو زيد را بشنيد در اين هنگام ، آهنگ عبور از اندلس به مغرب را داشت . پس ترجيح داد كه بيش از رفتن به مراكش فتنهء ابن هود را پيش از آنكه نيرومند شود سركوب كند . از اشبيليه بيرون آمد و رهسپار مرسيه شد .
ميان او و ابن هود نبردى رخ داد . ابن هود شكست خورد و به مرسيه گريخت و او پيروزمند به اشبيليه بازگرديد و شاعران در تهنيت اين پيروزى قصايد سرودند . اين واقعه در اواخر سال 625 ه بود . « 5 »
در روايت ديگر آمده است كه ابن هود در مرسيه بود ، خليفه المامون شهر را محاصره كرد و چون بر آن دست نيافت به اشبيليه بازگرديد و اين واقعه در اوايل سال 626 ه / 1229 م بوده است . « 6 »
تا ابو العلى المامون از اشبيليه پاى بيرون نهاد كه از دريا بگذرد و به مغرب رود ، مردم گرد آمدند و در روز دوم عيد اضحاى سال 626 ه اعلان كردند كه ديگر سر به دولت موحدين فرود نخواهند آورد ، بلكه مطيع فرمان ابن هود و در ظل خلافت عباسى هستند . ابو بكر بن البناء نامهاى به المتوكل على الله ابن هود نوشت و اطاعت مردم اشبيليه اعلان داشت . ابن هود نيز برادر خود ابو النجاء سالم ، ملقب به عضد الدوله را به
هامش
( 5 ) . القسم الثالث ص 258 . ابن عذارى اين قصايد را آورده است . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 / ص 168 . الاحاطه ( 1956 ) ج 1 / ص 420 .
( 6 ) . الروض المعطار ص 120 .