تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
مردنيش ، برادر امير متوفى را بر بلنسيه و حوالى آن امارت داد . ابو الحجاج كه به الرئيس شهرت داشت تا سال 582 ه در امارت بلنسيه باقى ماند . پس از او السيد ابو عبد الله محمد نوادهء خليفه عبد المؤمن جانشين او شد و پس از او پسرش السيد ابو زيد . از الرئيس ابو الحجاج يوسف چند پسر بر جاى ماند ، از آن جمله بود ابو الحملات مدافع و ابو المظفر غالب و ابو الحارث سبع و ابو سلطان عزيز و ابو ساكن عامر و ابو محمد طلحه . اينان همگى در سايهء دولت موحدى در شهرهاى مختلف شرق صاحب مقامات و مناصبى شدند . و در اواخر دولت موحدى در اندلس اشتهارى به دست آوردند . اينان را نيز چون پدرشان با عنوان الرئيس خطاب مىكردند . پس از وفات خليفه يوسف المستنصر اينان نيز در جريان فتنه‌ها افتادند . عميدشان در آن روزگار الرئيس ابو جميل زيان بن ابى الحملات مدافع بود . پدر ابو جميل ، ابو الحملات در جوانى كشته شده بود . در كنار او در بلنسيه و حوالى آن ده تن از رؤساى خاندانش ، چون برادران و پسر عموها مىزيستند . ابو جميل خود وزير السيد ابو زيد بود و از كارگزاران و خواص و رازداران بزرگ او . « 7 » در روايت ديگر آمده كه متولى امر دفاع از بلنسيه بود . « 8 » چون ابو زيد از برابر ابن هود بگريخت و در بلنسيه شورش برپا شد ، مردم گرد ابو جميل زيان كه از خاندانهاى قديم امارت بود گرد آمدند و او را به رياست شهر برگزيدند . چون ميان او و ابو زيد خلاف افتاد ، از بلنسيه بيرون آمده در دژ انده در نزديكى آن موضع گرفت . ابو زيد نيز كه اوضاع را بر ضد خود مىديد به نوبهء خود زن و فرزند و اموال برگرفت و در اوايل ماه صفر سال 626 ه از بلنسيه بيرون آمد و در يكى ديگر از دژهاى نزديك شهر جاى گرفت . در اين هنگام الرئيس ابو جميل زيان از آن دژ كه بود به شهر درآمد و در روز بيست و ششم صفر سال 626 ه / ژانويهء سال 1229 م ، در قصر فرود آمد و در اول ماه ربيع الاول مردم با او بيعت كردند و به نام خليفه المستنصر باللّه عباسى خطبه خواند . در حال دانيه و جنجاله و چند دژ ديگر به اطاعت او درآمدند و كارش بالا گرفت ، ولى ابو سلطان عزيز بن يوسف والى
هامش
( 7 ) . تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 167 . ( 8 ) . المقرى ، نفح الطيب ج 2 / ص 578 .