تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
زيان درآمد . « 18 » ابن الابار يكى از مبرزترين كسانى است كه حوادث دردناك بلنسيه را به چشم خود ديده و به قلم در آورده است .

3

در اين اوان كه آتش فتنه سراسر بلاد اندلس را در برگرفته بود و آن پيكر عظيم گرفتار تجزيه شده بود ، اسپانياى مسيحى اميد در آن بسته بود كه بهرهء خويش برگيرد و جزئى نيز از آن پيكر متلاشى شده به دامن او افتد مگر به آرزوى ديرين بازپس‌گيرى و فتح مجدد
atsiuqnoceR
دست يابد . زيرا قواى موحدين در اسپانيا به تحليل رفته بود و دربار موحدى در مغرب گرفتار مشكلات خود بود . نيروهاى اندلسى هم در تحت فشار موحدين ناتوان شده بود زيرا موحدين خود امور دفاعى را بر عهده مىگرفتند . علاوه بر آن آنچه باقى مانده بود در حوزه‌هاى گوناگون فرمانروايى پراكنده شده بود . سه پادشاه اسپانيا ، خايمهء اول پادشاه آراگون و فرناندوى سوم پادشاه قشتاله و آلفونسوى نهم پادشاه ليون بر سرنوشت بخشى از شبه جزيره نظر داشتند . پادشاه آراگون بر نواحى شرقى و پادشاه قشتاله بر ناحيه وسطا و پادشاه ليون بر ناحيه غربى . اولين ضربات از ناحيه غربى وارد آمد ، از جانب پادشاه ليون و او از آن دو پادشاه ديگر اهميتى كمتر داشت و سپس ضربات محكمترى از سوى قشتاله و آراگون فرود آمد . قشتاله به شهرهاى ناحيه وسطا روى نهاد و آراگون به جزاير شرقى تا پس از آن بتواند شهرهاى خاورى و بلنسيه را در تصرف آورد . پادشاه ليون ، آلفونسوى نهم ( پدر فرناندوى سوم ) از آن هنگام كه در سال 622 ه / 1227 م شهر استوار قاصرش را گرفته بود منتظر فرود آوردن ضربت بعدى در ناحيه غربى اندلس بود . مارده و بطليوس در جنوب قاصرش بودند و نزديكترين شهرهاى اندلس
هامش
( 18 ) . ازهار الرياض ج 3 / ص 205 .