تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
سرگرم كشاكشهاى خانوادگى بودند . ولايت مرسيه از آن هنگام كه السيد ابو محمد عبد الله بن يعقوب المنصور يا العادل پس از بيعت به خلافت از آنجا بيرون آمده بود ، در دست پسر عمش السيد ابو العباس بن ابى عمران بن يوسف بن عبد المؤمن بود . مسلم است كه اين فرمانروايان با پادگان اندكى كه در خدمت خود داشتند همواره در بيم و هراس به سر مىبردند . از اين‌رو ابن هود فرصت را از دست نداد و لشكر به مرسيه كشيد . ابو العباس با لشكرى كه در مرسيه داشت به دفاع بيرون آمد ولى ابن هود او را شكست داد و دربند نمود . اين واقعه در ماه رجب سال 625 ه / ژوئن سال 1228 م اتفاق افتاد . درپى آن السيد ابو زيد والى بلنسيه با قواى خود به پيكار شتافت ، ابن هود او را نيز شكست داد و بر لشكرگاه او مسلط شد ولى نخواست به بلنسيه داخل گردد و به مرسيه بازگشت . به هنگام ورود علمهاى سياه را كه نشان بنى عباس بود برافراشته بود . اين كار با توافق قاضى شهر ابو الحسن على بن محمد قسطلى بود كه بعدها او را كشت . آنگاه والى شهر السيد ابو العباس را بكشت . « 3 » با محمد بن يوسف بن هود در اول ماه رمضان سال 625 ه / چهارم اوت 1228 م بيعت شد « 4 » و او را امير المسلمين و معز الدين خواندند . در خطبه نام خليفهء عباسى المستنصر بالله را آورد و ماجرا به بغداد نوشت . خليفه براى او خلعت و فرمان فرستاد و او را « مجاهد الدين سيف امير المؤمنين عبد الله المتوكل على الله » خواند . از اين‌رو علامت او چنين بود : « توكلت على الله الواحد القهار » . انديشه ابن هود ، در اينكه زير علم خلافت عباسى قرار گرفت آن بوده به حكومت خود صورت شرعى دهد و بتواند با موحدين اعلان نبرد كند . ابن هود اعلان كرد كه به زودى اندلس را از يوغ موحدين و تجاوز مسيحيان نجات خواهد داد و شريعت اسلام و سنن آن را كه در عهد موحدين كهنه و فرسوده شده بود احياء خواهد نمود . به زودى
هامش
( 3 ) . ابن الابار الحلة السيراء ص 249 . الروض المعطار ص 119 . ( 4 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، القسم الثالث ص 270 . تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 169 . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 182 .