بكشندش و بر دارش كنند . پس سرش را ببريدند و جسدش را بر دار كردند و سرش را به مراكش فرستادند تا در كنار سرهاى ديگر عصيانگران بياويزند . « 8 »
ابن عذارى تاريخ ظهور عبيدى را سال 612 ه / 1215 م ضبط كرده است و گويد كه او در بلاد جزوله از اقليم سوس قيام كرد و مىپنداشت كه فاطمى و از ذريهء عبيد الله الشيعى است . عاقبت موحدين بر او ظفر يافتند ، كشتندش و سرش را بر دروازهء شهر بياويختند . « 9 » از ميان اين دو روايت ، ما روايت المراكشى را ترجيح مىدهيم زيرا معاصر و شاهد واقعه بوده است .
در همين سال 612 ه / 1215 م ابراهيم بن الفخار يهودى وزير پادشاه قشتاله به نزد خليفه آمد تا مگر پيمان صلح بندد . خليفه و سرپرستانش از اين پيشنهاد استقبال كردند و دو نامه به اندلس فرستاد يكى به السيد ابو الربيع والى جيان نوشت و يكى به شيخ ابو العباس بن ابى حفص والى قرطبه . و از آن دو خواست كه با پادشاه قشتاله عقد صلح بندند . شروط صلح در مراكش ميان خليفه و ابن الفخار مورد موافقت قرار گرفته بود . اين پيمان صلح سبب شد كه اندلس مدتى در صلح و آرامش به سر برد . « 10 »
اكنون بايد به عللى كه پادشاه قشتاله را به انعقاد چنين قراردادى وادار كرد در حالى كه تنها سه سال از پيروزى او در نبرد عقاب گذشته بود نظر افكنيم .
چون آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله درگذشت ، در ماه اكتبر سال 1214 پسر خردسالش هنرى ( انريكى ) بهجاى او نشست . هنرى هنوز از يازده سالگى درنگذشته بود .
مادرش ملكه اليونور سرپرستى او بر عهده گرفت . ولى اليونور پس از چند ماه بمرد و خواهر پادشاه دونيابرنجلا در وصايت جانشين او شد . برنجلا زوجهء مطلقه آلفونسوى نهم پادشاه ليون بود . خاندان نيرومند لارا مىخواستند سرپرستى پادشاه را خود بر عهده گيرند ، از اينرو برنجلا با شروطى خود از سرپرستى پادشاه كناره گرفت و كار را به آنان واگذاشت .
هامش
( 8 ) . المراكشى المعجب ص 86
( 9 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، القسم الثالث ص 243 .
( 10 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 244 .