بن يوسف بن عبد المؤمن . بعضى گويند مادرش كنيزى ام ولد ، و مسيحى بود به نام قمر . « 1 » المستنصر به هنگام تصدى امر خلافت جوانى شانزده ساله بود ، زيرا در اول شوال سال 594 ه « 2 » متولد شده بود . بعضى مىگويند ده ساله بود « 3 » ولى ما روايت اول را كه روايت مورخ موحدى معاصر اوست ترجيح مىدهيم و هم او تاريخ ولادتش را نقل كرده و ابن خلكان و ابن خلدون نيز اين راى را برگزيدهاند . « 4 »
المستنصر جوانى خوبروى ، سبزه و سياهچشم بود . به قول بعضى از مورخان در همهء بنى عبد المؤمن كس به حسن و ملاحت و خوشسخنى او نبود . پدرش الناصر لدين الله پس از بازگشت از اندلس و شكست در جنگ عقاب براى او در اواخر ماه ذو الحجه ، سال 609 ه كمى پيش از وفاتش ، بيعت گرفت . در روز بيعت خاص ، مشايخ موحدين چون ابو موسى عيسى بن عبد المؤمن و ابو زكريا يحيى بن ابى حفص عمر بن عبد المؤمن و ابو محمد عبد العزيز بن عمر بن ابى زيد هنتاتى و ابو على عمر بن موسى بن عبد الواحد شرقى و ابو مروان عبد الملك بن يوسف تينمللى بيعت كردند . اين خويشاوندان و مشايخ سمت وصايت و راهنمايى خليفه جوان را بر عهده داشتند . بيعت خاص در روزهاى پنجشنبه و جمعه يازدهم و دوازدهم صورت گرفت و در روز شنبه بيعت عام بود .
عبد الواحد المراكشى كه به هنگام بيعت گرفتن حاضر بوده ، مىگويد كه ابو عبد اللّه بن عياش كاتب در آنجا بر پاى ايستاده بود و هر طايفه كه مىآمدند مىگفت كه « با امير المومنين پسر امير المؤمنين بيعت كنيد آنسان كه اصحاب رسول خدا با رسول خدا بيعت كردند و هر فرمان كه دهد بشنويد و اطاعت كنيد ، چه خوش باشد و چه ناخوش چه آسان باشد و چه دشوار و نيكخواه او و كارگزاران او و همه مسلمانان باشيد .
هامش
( 1 ) . روايت اول قول صاحب روض القرطاس است ص 160 و روايت دوم قول صاحب المعجب است ص 184 .
( 2 ) . المعجب ص 184 .
( 3 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، القسم الثالث ص 243 . الحلل الموشيه ص 133 .
( 4 ) . ابن خلكان وفيات الاعيان ج 2 / ص 434 . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 250 .