تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
غرناطه بود امارت فاس داد . ابو ابراهيم اسحاق پدر خليفه المرتضى است . همچنين عم خود السيد ابو اسحاق بن يعقوب المنصور را - معروف به احول - به امارت اشبيليه برگزيد . و عم پدرش ابو العلاء الكبير ادريس بن يوسف بن عبد المومن امارت تونس يافت . نخستين حادثه مهمى كه در ايام خلافت المستنصر اتفاق افتاد ، فرونشاندن شورش فاطمى عبيدى بود . المراكشى داستان او را به‌طور كامل نقل كرده است زيرا او را مىشناخته و او را ديده است . نام او عبد الرحمان بود و مدعى بود كه از بنى عبيد خلفاى فاطمى مصر و فرزند خليفه العاضد باللّه آخرين خلفاى فاطميان است . در ايام خليفه المنصور به مغرب آمد و كوشيد كه با او ديدار كند ولى خليفه اجازه ديدارش نداد . عبد الرحمان در شهرهاى مغرب به گردش پرداخت تا عاقبت گرفتند و در سال 596 ه به زندانش كردند . در زندان ماند تا آنگاه كه در سال 608 الناصر آهنگ افريقيه نمود . زكريا بن يحيى بن اسماعيل هزرجى شفاعت كرد تا عبيدى از زندان آزاد گردد . خليفه نيز آزادش كرد بدان شرط كه در جاى خود بيارامد و كارى نكند كه از آن فتنه‌اى زايد . ولى عبد الرحمان تا از زندان برهيد از مراكش به بلاد صنهاجه رفت . در آنجا جمع كثيرى به دعوتش جذب شدند و به تعظيم و اكرامش پرداختند . المراكشى گويد : غالبا سر فرومىداشت و در سكوت مىگذارنيد و ظاهرى آراسته داشت . چون شمار يارانش فزونى يافت آهنگ سجلماسه كرد . السيد ابو الربيع سليمان بن ابى حفص عمر بن عبد المومن براى منع او از شهر بيرون آمد . در جنگى كه درگرفت ابو الربيع شكست خورد و به شهر بازگرديد . عبيدى همچنان در ميان قبايل بربر از جايى به جايى مىرفت بىآنكه در جايى استقرار يابد و يا ياران ثابت‌قدمى داشته باشد . سبب آن بود كه در آن بلاد غريب بود و زبان آن مردم نمىدانست و عشيره و ريشه‌اى نداشت كه به آن اتكاء كند . دست حوادث او را به حوالى فاس افكند . نيروهاى موحدى در تعقيب او بودند . او را در خارج فاس گرفتند و به حاكم فاس السيد اسحاق سپردند . حاكم دربارهء او از المستنصر دستور خواست فرمان شد