فصل اول عصر خليفه يوسف المستنصر باللّه و اوايل ظهور بنى مرين
پس از مرگ خليفه محمد الناصر لدين الله در دهم شعبان سال 610 ه دولت موحدى وارد مرحله جديدى از مراحل حيات خود شد ، مرحله انحلال و مبارزه مستمر داخلى بر سر تصاحب تخت خلافت . خاندان شامخ بنى عبد المؤمن دستخوش پراكندگى گرديد و به احزاب ناتوان و متخاصم تقسيم شد و رشته پيوستگى قبايل موحدى از هم بگسست و هر گروه گرد اين مدعى يا آن مدعى را گرفتند . بدينگونه نيروى دولت موحدى چه در مغرب و چه در اندلس روى به تحليل نهاد . اين مرحله بويژه در اندلس عواقب شومى داشت و اندلس بار ديگر به صورت صحنهاى براى جنگهاى داخلى در مىآمد . اين جنگ گاه ميان اندلسيان و موحدين بود و گاه ميان اندلسيان با يكديگر .
در تمام اين مدت اسپانياى مسيحى منتظر فرصت بود تا برنامه « بازپسگيرى و فتح مجدد » را به اجرا درآورد .
المستنصر بالله ابو يعقوب يوسف ( دوم ) بهجاى پدرش محمد الناصر ، روز بعد از وفات او بر تخت خلافت نشست . جلوس او در روز يازدهم شعبان سال 610 ه / بيست و سوم سپتامبر سال 1213 م بود . مادرش آزادزنى بود به نام فاطمه دخت السيد ابو على