از جملهء آنها دژ فرّال ( يا دژ عقاب ) بود كه در همان آغاز تخليه شده بود و نيز دژ بلج و بانيوس و تولوسا ، سرانجام دو شهر بياسه و ابّده ، كه چندان از ميدان جنگ دور نبودند .
بيشتر ساكنان بياسه از شهر رفته بودند ولى اكنون جمع كثيرى از مجروحان و ضعفا و فراريان در آنجا مىزيستند . مسيحيان خانهها را آتش زدند و مسجد جامع آنجا را خراب كردند و بيشتر كسانى را كه در آنجا يافتند كشتند و بعضى را نيز اسير كردند . آلفونسو از بياسه به ابده رفت . مردم كثيرى در ابده گرد آمده بودند . جمعى از بياسه گريخته بودند و جمعى از ميدان جنگ . ابده حالت دفاعى به خود گرفت . آلفونسو شهر را محاصره كرد .
مدت محاصره سيزده روز به طول انجاميد . مسلمانان نيكو پايدارى كردند و تلفاتى هم بر سپاه آلفونسو وارد آوردند . ولى عاقبت مجبور شدند فديهاى به مبلغ هزار هزار دينار بپردازند به شرطى كه مسيحيان به شهر تعرض نكنند و بگذارند شعائر دينى خويش بر پاى دارند . آلفونسو و همتايانش پادشاهان ناوار و آراگون پذيرفتند ولى كشيشان به مخالفت برخاستند و گفتند كه شهر بايد بدون هيچ قيد و شرطى تسليم شود . پادشاهان در برابر فشار آنان تسليم شدند و حمله به شهر را آغاز كردند و پيمان خود شكستند و قريب به شصت هزار نفر از مردم را كشتند و همين تعداد اسير كردند . در روايات مسيحى به اين كشتار و اسارت اشارت رفته است و شمار كشتگان و اسيران ابده را صد هزار نفر نوشتهاند و در بعضى روايات از صد هزار اسير سخن گفتهاند . « 45 » المراكشى مورخ معاصر آن حادثه مىگويد كه آلفونسو به شهر داخل شد و كشتار كرد و اسير گرفت . او و يارانش از زنان و كودكان آنقدر به بردگى فروختند كه بلاد روم پر از بردگان مسلمان شد و اين امر براى مسلمانان دردناكتر از هزيمت بود . « 46 » و چون شهر را از مردم خالى كردند خانهها را نيز ويران ساختند و از ابده جز بيابانى باقى نماند .
ميان شهر جيان و شاه پيروزمند جز چند مرحلهاى نبود و طبيعتا مىبايست لشكر بدان سو برد و اگر چنين مىكرد مسلما به آنچه مىخواست مىرسيد ولى وضع آذوقه و علوفهء
هامش
( 45 ) . اشباخ تاريخ المرابطين و الموحدين ( ترجمهء عربى ) ص 372 و نيز :. 724 . P . 11 . loV . edahomlA oirepmI : iciuH( 46 ) . المعجب ص 184 .