تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
مضيقه بود . علاوه بر اينها از نظر روحيه آمادگى شركت در چنان نبردى را نداشت . در روايات اسلامى بر اين اشارت رفته است كه به سبب آنكه مواجب و عطاياى آنان پرداخته نشده بود سپاهيان از وزراء و سرداران كينه به دل داشتند . در زمان خليفه المنصور رسم بر آن بود كه هر چهار ماه بدون تأخير سپاهيان را مواجب و عطايا مىدادند ولى اين رسم در عهد الناصر ملغى شده بود و سپاهيان از همان آغاز از شركت در جنگى كه براى ايشان هيچ فايدتى دربر نداشت اكراه داشتند . المراكشى مىگويد علاوه بر حبس عطايا جماعتى از ايشان كسانى بودند كه دست به اسلحهء خود نبردند و تا فرنگان تاختن آوردند روى به گريز نهادند و اين كار به عمد مىكردند . « 35 » اما كمى پيش از آغاز جنگ خليفه الناصر دست به كارهايى زده بود كه سبب رنجيدگى و دلسردى سپاهيان شده بود . از جمله قتل سردار دلير و بىگناه اندلسى ابن قادس و دامادش بود كه نه عذرش را شنيد و نه به دفاعش گوش فراداد ، ديگر اهانت وزير ابو سعيد بن جامع به سرداران اندلسى كه گفته بود در اين جنگ به آنها نيازى نيست و اگر خواهند بروند . اين اعمال در روحيهء سپاهيان اندلسى كه با وجود شمار اندك در كارزار بويژه در سرزمين اسپانيا داراى مهارت شگرفى بودند ، شكست آورد « 36 » و ديديم كه خليفه المنصور چگونه در اثر گوش نهادن به رهنمودهاى ابن صناديد سردار اندلسى در نبرد الارك پيروز گرديد . سرانجام خليفه به كثرت لشكر خود مغرور شده بود و دشمن را حقير مىشمرد از اين‌رو رعايت احتياط را نمىكرد و ديديم كه اين بىاعتنايى چه‌سان پيروزى قشتاليان را كه ناگهان به قلب سپاه موحدى تاختند ميسّر ساخت . در برخى روايات اسلامى هم آمده است كه شكست الناصر در نبرد عقاب كيفرى الهى بود ، زيرا به كثرت لشكر و سازوبرگ جنگى خود اعتماد كرده بود نه به حول و قوهء خداوندى . « 37 »
هامش
( 35 ) . المعجب ص 183 . الروض المعطار ص 138 . ( 36 ) . ابن ابى زرع روض القرطاس ص 146 و 147 . الروض المعطار 138 . و نيز رجوع كنيد به نفح الطيب ج 2 / ص 538 ( 37 ) . روض القرطاس ص 160 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 231 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان