تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
مىگيرد ولى مىگويد در خون ريختن امساك مىكرد . « 52 » گويا فراموش كرده است كه چگونه در ريختن خون عمال خود و سرداران اندلسى به سرعت تصميم مىگرفت و عمل مىكرد . صاحب روض القرطاس مىگويد : الناصر لدين الله مردى بلندهمت بود و روى به مردم نشان نمىداد ، آن‌سان كه از اوضاع مملكت بىخبر مىماند . در كارها خودراى بود و مىخواست تنها سخن سخن او باشد . « 53 » در توصيف ظاهر او گفته‌اند كه سپيدچهره و سرخ‌موى و سياه‌چشم و لاغراندام و تمام‌بالا بود . وزير او در آغاز ، وزير پدرش عبد الرحمان بن يوجان بود . سپس برادر خود ابراهيم را به وزارت برگزيد . آنگاه وزارت به ابو عبد الله محمد بن على بن ابى عمران داد . اين وزير خليفه را به كارهاى نيك وامىداشت و به نشر عدل و احسان بر رعيت و سپاه تحريض مىكرد . الناصر او را عزل كرد و ابو سعيد عثمان بن عبد الله بن ابراهيم بن جامع را به وزارت برگزيد . و اين ابراهيم بن جامع از اصحاب ابن تومرت بود و ما از او ياد كرديم . آنگاه وزارت به ابو القاسم احمد بن بقى قاضى زمان پدرش داد ، سپس ابو عبد الله محمد بن مروان وزارت يافت و تا سال 601 بر اين منصب بود . ابو عمران موسى بن عيسى بن عمران جانشين او شد و تا آخر عهد الناصر و چندى نيز در زمان فرزندش بر مسند وزارت بود . از دبيران او بودند اديب بارع ابو عبد الله محمد بن عبد الرحمان بن عياش كاتب پدرش و ابو الحسن على بن عياش بن عبد الملك بن عياش كه پدرش كاتب عبد المؤمن بوده است و ابو عبد الله محمد بن يخلفتن الفازازى . از لشكرنويسان او ابو الحجاج يوسف المرانى بود ، از مردم شريش و ابو جعفر احمد بن منيع . الناصر سه پسر داشت : يوسف المستنصر ولىعهد و خليفه بعد از او و يحيى كه در سال 608 در حيات پدر بدرود زندگى گفت و اسحاق و چند دختر .
هامش
( 52 ) . المعجب ص 176 . ( 53 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 153 .