شكست سخت موحدين در نبرد عقاب ، هم براى اندلس و هم براى مغرب عواقب ناگوارى دربر داشت . اين شكست به قدرت و شهرت نظامى موحدين در شبه جزيره پايان داد و سپرى كه اندلس و دولت اسلامىاش را در برابر دول مسيحى مجاور حفاظت مىكرد در هم شكست . پايههاى دولت موحدى در اندلس لرزان شد و اندلس در چنگال هرج و مرجها و آشوبها گرفتار آمد بار ديگر احزاب و دستهها سر بر كردند تا بر سر يكديگر زنند و جنگهاى داخلى آغاز شد آنسان كه در آغاز عهد ملوك الطوايف ديديم .
از سوى ديگر پيروزى مسيحيان در ارتفاعات تولوسا به اسپانياى مسيحى تفوق سياسى ارزانى داشت و آنان را براى آن هدف اصلى كه بازپسگيرى يا فتح مجدد
atsiuqnoceR aL
مىناميدند دليرتر ساخت و از آن پس شهرهاى بزرگ اندلس يكيك سقوط كرد . وحشت و اضطرابى كه پس از اين شكست سراسر اندلس را فراگرفت در ادب و شعر نيز راهى گشود و ابو اسحاق ابراهيم بن الدباغ الاشبيلى چنين سرود :
و قائلة اراك تطل فكرا * كانك قد وقفت لدى الحساب
فقلت لها افكر فى عقاب * عذا سببا لمعركة العقاب
فما فى الارض اندلس مقام * و قد دخل البلامن كل باب « 38 »
براى مغرب و دولت موحدى نيز اين جنگ فاجعهء عظيمى بود . زيرا جمع كثيرى از قبايل بربر و سپاهيان منظم موحدين طعمه تيغ هلاك شدند و ديگر براى قبايل مقدور نبود كه براى شركت در جنگى ديگر آنهمه نيرو به ميدان كارزار فرستند و موحدين نيز از آن پس نتوانستند چنان لشكرهايى بسيج كنند كه عبد المؤمن و ابو يعقوب يوسف و ابو يوسف يعقوب المنصور و محمد الناصر بسيج مىكردند . در روايات اسلامى از عواقب دردناك اين شكست براى اندلس سخن بسيار رفته است و از آن به عنوان « سبب هلاك اندلس » ياد
هامش
( 38 ) . المقرى نفح الطيب ج 2 / ص 582 .