تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
لشكر نابسامان بود و سپاهيانى كه اكنون دستهايشان پر از غنايم بود مىخواستند به موطن خويش بازگردند . از ديگرسو گرماى هوا و تعفن هزاران جسد كه بر خاك افتاده بود ، موجب بيمارى شده بود ، از اين‌رو پادشاهان رهسپار شمال شدند و در ميان موكبى عظيم و فاخر به طليطله درآمدند و در همه‌جا به شكرانهء اين پيروزى مراسم نماز و جشن برپا گرديد و مقرر شد كه روز شانزدهم ژوئيه كه روز آن پيروزى بوده است عيد ملى گردد و آن روز را « پيروزى صليب » ناميدند . اما خليفه محمد الناصر لدين الله ، در آخرين لحظات از ميدان جنگ گريخت و به جيان رفت و از جيان شتابان راهى اشبيليه گرديد و در اواخر صفر سال 609 وارد اشبيليه شد . از آنجا نامه به همهء شهرهاى مغرب و اندلس نوشت تا مگر شكست خويش توجيه كند . تا ماه رمضان آن سال در اشبيليه ماند . به هيچ كارى نمىپرداخت . سپس از دريا گذشت و به مغرب آمد و به مراكش وارد شد . پس از چند روز براى پسرش السيد ابو يعقوب يوسف ( دوم ) ملقب المستنصر به ولايت عهدى بيعت گرفت . موحدين همه بيعت كردند و بر منابر اندلس و مغرب به نام او خطبه خواندند . اين واقعه در اواخر ماه ذو الحجهء سال 609 بود . از آن پس الناصر در قصر خود ماند و از مردم روى نهان كرد و چنان كه صاحب روض القرطاس نوشته است به نوشخوارى و لذتجويى نشست . در اوايل ماه شعبان سال 610 بيمار شد و در شب چهارشنبهء دهم شعبان سال 610 / بيست و دوم دسامبر سال 1213 درگذشت . « 47 » در سبب مرگ او اختلاف است . بعضى گويند از شدت اندوه مرد « 48 » و بعضى گويند كه او را سگى گزيد و سبب مرگش شد « 49 » بعضى نيز گويند وزراء از انتقام او بيمناك بودند به دست يكى از كنيزان زهر در شرابش كردند و در حال بمرد . « 50 » اما المراكشى كه اطلاع بيشتر و موثقترى دارد ، مىگويد مرگ او در اثر
هامش
( 47 ) . المراكشى المعجب ص 184 . ( 48 ) . الحلل الموشيه ص 122 . ( 49 ) . الروض المعطار ص 138 . ( 50 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 243 و روض القرطاس ص 160 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 235 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان