تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
كرده‌اند . « 39 » در باب تلفات سهمگين آن در مغرب و اندلس گفته‌اند كه در آن جنگ مردم مغرب و اندلس نابود شدند و گويى بيشتر بلاد مغرب خالى شد « 40 » و هرچه داشت از دليران و رزم‌ديدگان در اين پيكار فنا گرديد . « 41 » ابن الابار مىگويد كه « اين جنگ اندلس را ويران ساخت و سبب شد كه مسيحيان يك‌يك بلاد را در تصرف آرند تا روزى كه بر سراسر آن استيلا يابند . « 42 » » صاحب الروض المعطار گويد « اين حادثه اولين خللى بود در اركان دولت موحدين و از آن پس مردم مغرب نتوانستند سيادت خود را بازيابند . » « 43 » شگفت اينجاست كه خليفه محمد الناصر پس از اين شكست فجيع مهر خاموشى بر لب ننهاد ، بلكه در نامه‌اى كه از اشبيليه به مراكش و ديگر شهرهاى بزرگ مغرب و اندلس فرستاد عذرها مىآورد و شكست خود را توجيه مىكند . اين نامه در اواخر ماه صفر سال 609 به انشاء وزير كاتب ابو عبد الله بن عياش است و ابن الابار فقراتى از آن را در كتاب خود آورده است . الناصر در اين نامه از سازوبرگ جنگى و سپاه عظيم آلفونسوى هشتم و اهتمام پاپ و روحانيان مسيحى به معاونت و يارى او و وجود پادشاهان آراگون و ناوار در ميدان جنگ داد سخن مىدهد . كه با اين همه به سپاه اسلام چشم‌زخمى نرسيده است . « 44 »

4

آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله پس از پيروزى بزرگش در نبرد عقاب اكنون از ثمرات آن بهره مىيافت . پس از چند روز بيشتر دژهاى اسلامى را در آن ناحيه به تصرف درآورد و
هامش
( 39 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 240 . ( 40 ) . الحلل الموشيه ص 122 . ( 41 ) . المقرى نفح الطيب ج 2 / ص 538 . ( 42 ) . ابن الابار ، التكمله ج 1 / ص 102 . ( 43 ) . الروض المعطار ص 138 . ( 44 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ، ص 241 و 242 .