تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
هم‌پيمانان او سود نبخشيد و جز ارنولد اسقف اربونه و نيز كنت بلاسكون كه در اصل قشتالى بود و جمعا صد و سى سوار به همراه داشتند باقى طوايف لشكرگاه قشتاله را ترك گفتند . اينان قريب به پنجاه هزار نفر بودند كه به سوى جبال پيرنه در حركت آمدند . « 17 » مردم شهرهايى كه بر سر راهشان بود از بيم تجاوز و تاراج آنان دروازه‌ها را به رويشان بستند . « 18 » در روايات اسلامى هم به اين اختلاف و كشاكش در لشكرگاه آلفونسو اشارت رفته است . از جمله المراكشى در المعجب تصريح مىكند كه چون آلفونسو آنان را از كشتن مدافعان قلعهء رباح منع كرد ، گفتند ، آمده‌ايم كه شهرها را فتح كنيم و مسلمانان را بكشيم و چون ما را از آن منع مىكنى ماندن ما را روى نيست . « 19 »

2

در اين هنگام الناصر با لشكر جرار خويش به جيان رسيد و روزى چند در خارج شهر بياسود و منتظر عبور از رودخانه شد . از سقوط قلعهء رباح و خلاف افتادن در لشكر دشمن و بازگشت قسمت بزرگى از آن به شهرهاى خود خبر يافت . ابو الحجاج يوسف بن قادس با ياران به لشكرگاه خليفه آمد تا ماجراى خود شرح دهد . وزير ابو سعيد بن جامع نگذاشت با خليفه ديدار كند و خود زبان به سعايتش گشود و او را متهم ساخت كه در تسليم قلعه به مسيحيان مرتكب خيانت شده است . الناصر او و دامادش را بىآنكه به سخن او گوش دهد و در كار او تحقيق كند به اعدام محكوم كرد . آن دو را زير ضربات نيزه كشتند . كشتن اين سردار دلير اندلسى بدينگونه ، سپاهيان اندلسى را به خشم آورد و چون وزير ابو سعيد بن جامع از خشم آنان خبر يافت سران
هامش
( 17 ) . اشباخ تاريخ المرابطين و الموحدين ( ترجمه عربى ) ص 361 ، 362 . ( 18 ) . اشباخ ، تاريخ المرابطين و الموحدين ( ترجمهء عربى ) ص 362 ، 363 . و نيز روايت اسقف اربونه در. 542 . P : dibI : adnariM . H( 19 ) . المعجب ، ص 183 .