پيروزمند به اشبيليه بازگرديد و در ماه رمضان سال 587 ه / 1191 م به مغرب مراجعت نمود . چون در مراكش استقرار يافت ابن منقذ را بپذيرفت و او هداياى سلطان صلاح الدين تقديم داشت . از جمله قرآنى بود در صندوقى آكنده از مشك و نيز سيصد مثقال عنبر و ده گردنبند از گوهر و صد كمان بازه و شمشيرهاى هندى و غير آن .
صاحب كتاب الاستبصار گويد كه ديدار خليفه با ابن منقذ در ششم محرم سال 588 ه / ژانويه سال 1192 م بود و پس از پنج روز از مراكش بيرون آمد . « 17 » ابن خلدون مىگويد كه خليفه از فرستادن كشتى جنگى معذرت خواست . « 18 » خليفه نيز براى سلطان صلاح الدين هدايايى كه در قيمت و فخامت با هداياى او برابر باشد ارسال داشت . ابن منقذ در اواخر ماه جمادى الثانى همان سال به اسكندريه رسيد . « 19 »
گويند كه ابن منقذ قصيدهاى در مدح خليفه ابو يوسف يعقوب سروده بود در چهل بيت خليفه به ازاء هر بيت هزار دينار به او داد ، يعنى چهل هزار دينار و اين صلهاى كرامند بود ، از اين سفارت چيزى عايد صلاح الدين نشد . در يك روايت آمده است كه چون صلاح الدين خليفه را به القاب خلافت مورد خطاب قرار نداده بود ، خليفه نيز از يارى او سر برتافت . « 20 » ولى اين روايتى ضعيف است . حقيقت اين است كه با وجود پيروزيهاى خليفه موحدى در قصر ابى دانس و شلپ ، اندلس همچنان در معرض تجاوز مسيحيان بود اعم از پرتغاليان يا قشتاليان و يا صليبيان و ناوگانى كه او مىخواست همچنان در آبهاى جنوبى و غربى اندلس آماده پيكار بودند . افريقيه نيز در معرض حملات بنى غانيه بود . اين امور و امورى از اين دست سبب شد كه به صلاح الدين پاسخ مثبت ندهد .
هامش
( 17 ) . الاستبصار فى عجايب الامصار . ص 107 .
( 18 ) . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 246 .
( 19 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 183 و 184 .
( 20 ) . نفح الطيب ، ج 1 / ص 207 .