تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
پاسخ صريح نداد ، حتى نامه او تاثير دلخواهى نبخشيد . صلاح الدين از كار خود مأيوس نشد . در سال 586 ه / 1190 م بار ديگر از سوى خود سفيرى نزد خليفهء موحدى فرستاد . اين سفير وزير او شمس الدوله ابو الحارث عبد الرحمان بن منقذ بود كه با هداياى فخيم به نزد خليفه آمد . ابن منقذ از احفاد امراى منقذ صاحبان پيشين حصن شيزر در شام بود و از رجال برجستهء دولت صلاح الدين در اين نامه صلاح الدين از آمدن فرنگان به شام از دريا و خشكى حكايت دارد و مىگويد كه پيشاپيش همه ، قواى آلمان و پادشاه انگليس و ناوگان ايشان بود . آنگاه از جنگهاى اطراف عكا و تلاش بىوقفه سلطان از دريا و خشكى براى رهايى آن . سپس از او مىخواهد كه در يارىاش درنگ روا ندارد . « 16 » هنگامى كه سفير صلاح الدين به مغرب رسيد خليفه با سپاه خود در اندلس به سر مىبرد و عزم جهاد داشت و همه همّش رهانيدن شلب از دست پرتغاليان بود و در اين ايام در اشبيليه مىزيست . ابن صاحب الصلاة در باب وصول اين سفير مىگويد كه چون به سرزمين مغرب رسيد در تونس فرود آمد سپس به بجايه رفت . السيد ابو زيد والى افريقيه و السيد ابو الحسن والى بجايه از او استقبال كردند و به خليفه المنصور كه در اشبيليه بود در نامه‌هايى ، مقدم سفير مصر را خبر دادند . در ماه رجب سال 586 ه نامه آن دو به اشبيليه رسيد . خليفه به نامه آنان پاسخ گفت و سفارش كرد كه سفير را نيكو دارند و اكرام كنند و از او بخواهند سبب آمدن خويش پوشيده دارد تا خليفه بيايد و همچنان در تونس اقامت كند . ابن منقذ يك سال در فاس درنگ كرد تا مگر با خليفه ديدار كند . خليفه همچنانكه خواهيم گفت سرگرم نبرد در اراضى پرتغال بود . بر قصر ابى دانس يا قصر الفتح در ماه جمادى الاول سال 587 ه مستولى شد و در ماه بعد شلب را بازپس ستد و
هامش
( 16 ) . الروضتين فى تاريخ الدولتين ج 2 / ص 171 - 173 و نيز مفرج الكروب فى اخبار بنى ايوب ( به كوشش جمال الدين الشيال ) ج 2 / ص 361 و 362 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 143 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان