رشوه گرفته تازيانه زنند و هنوز آن شمار به پايان نيامده بود كه قاضى بمرد . در همان ايام در هرجا هركس را كه از پيروان او يافتند به قتل آوردند . عاقبت پس از جستجوهاى بسيار او را در يكى از روستاهاى مرسيه گرفتند و به اشبيليه آوردند . در آنجا او را به مجلس علماى موحدين بردند . الجزيرى همه اتهاماتى را كه در باب شورش بر ضد حكومت به او وارد آورده بودند انكار كرد . فرمان شد او را بر دار كنند و چون كشته شد آن شايعات نيز پايان گرفت . « 14 »
اين روايت ابن عذارى در البيان المغرب بود كه چنان كه معلوم است آن را از اقوال ابن صاحب الصلاة ، برگرفته و ابن صاحب الصلاة نظر رسمى دربار موحدين را منعكس كرده است .
اما الجزيرى : ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه الجزيرى چنان كه در روايات موحدين آمده مردى شعبدهباز نبود بلكه يكى از دانشمندان اندلس و از اهالى جزيرة الخضراء بود و از انواع علوم بهره كافى داشت و از اينكه دولت موحدى از تعاليم محمد بن تومرت منحرف شده و به لذايذ و نعم دنيوى روى آورده بودند ناخشنود بود و زبان به انتقاد گشود و مىخواست آيين المهدى را از نو زنده كند . پس در ميان مردم به تبليغ پرداخت تا كارش بالا گرفت . عاقبت در يكى از روستاهاى شهر بسطه گرفتار شد و به قتل رسيد سرش را به مراكش فرستادند . شورش او در سال 586 ه / 1190 م بود « 15 » .
2
در سال 586 ه از سوى الملك الناصر صلاح الدين سلطان مصر و شام وزيرش عبد الرحمان بن منقذ به سفارت نزد خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور آمد . اين اولين بار
هامش
( 14 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 182 .
( 15 ) . المغرب فى حلى المغرب ج 1 / ص 323 و 324 . اين روايت را المقرى در نفح الطيب نقل كرده است .