السيد ابو زكريا نيز با قواى خود به او پيوست . هدف ابو يوسف يعقوب از اين حركت آن بود كه پادشاه پرتغال را مجبور سازد كه بخشى از نيروهاى خود را از شلب بيرون كشد و به جبههء شمالى آورد تا از فشار بر موحدينى كه شلب را محاصره كرده بودند كاسته گردد . خليفه دشت ممتد بر كنارهء رود تاجه و شمال شنترين را زير پى بسپرد و آن سرزمين سبز و خرم درهم فروكوفت سپس از نهر گذشت و به قلعهء طرش « 9 » در شمال و در نزديكى شنترين حمله كرد . پس از چند روز فرمانده شهر امان خواست و تسليم شد . خليفه موافقت كرد . در حال همهء ساكنان قلعه كه از مسيحيان بودند قلعه را ترك كردند و موحدين قلعه را و متعلقات آن را با خاك يكسان كردند و تاكستانهايش را و باغها و بستانسراهايش را بريدند . آنگاه رهسپار شمال شدند و به شهر طومار « 10 » كه شهرى آبادان و سرسبز و پرمحصول بود حمله كردند . پادگانى از شواليههاى معبد ( داويه ) از آن حمايت مىكردند . موحدين نخست مزارع اطراف شهر را ويران كردند ، سپس شهر را محاصره نمودند ولى شهر تسليم نشد . به قول ابن عذارى رسولان ابن الرنك پادشاه پرتغال بيامدند و خواستار صلح شدند خليفه فرمان داد كه از جنگ بكاهند تا سرنوشت صلح معلوم شود . « 11 » افواجى از لشكريان خليفه به جايهاى ديگر گسيل شده بود تا دست به كشتار و تاراج زنند . سانچو پادشاه پرتغال در اين هنگام در شنترين بود و جرئت بيرون آمدن به رويارويى با موحدين را نداشت . « 12 »
ابن عذارى مىگويد خليفه از اينرو به پيمان صلح روى موافق نشان داد كه اوضاع آذوقه و علوفهء لشكر نابسامان شده بود و حال آنكه پرتغاليها توانسته بودند كشتههاى خود را درو كنند و در انبار ذخيره نمايند . چون پيمان صلح بسته شد ، فرمان شد كه سپاهيانى كه شلب را محاصره كرده بودند بازگردند و او خود به اشبيليه بازگرديد .
هامش
( 9 ) . به اسپانيايىserroT. امروز در جاى آن شهر پرتغالىsavoN serroTقرار دارد .
( 10 ) . به اسپانيايىramoTدر نزديكى و در شمال. savoN . T( 11 ) . الرسالة الموحديه ، كه از آن ياد كرديم ص 227 .
( 12 ) . ابن عذارى البيان المغرب . القسم الثالث ص 180 .