على بن غانيه فرستاد و او را به فرمانبردارى فراخواند . ابن غانيه رسول را در بند كشيد و به نامهء او پاسخ نداد . « 27 »
خليفه به راه خود ادامه داد و به نزديكى حمه رسيد . حمه نزديك قابس بود .
ابن غانيه با لشكريان ترك و عرب خود برسيد و در مكانى استوار در نزديكى حمه لشكرگاه برپاى ساختند . در اين نبرد خليفه خود فرماندهى لشكرش را به عهده گرفت .
بامداد روز بعد افواجى از لشكر خود را بر سر عربهاى لشكر ابن غانيه فرستاد ، عربها به عادت مألوف خود روى به گريز نهادند . اين امر در روحيهء ابن غانيه تأثيرى ناپسند داشت . خليفه ابو يوسف المنصور با قواى خود بر جمع ميورقيان و تركان زد . جنگى خونين درگرفت و هنوز روز به نيمه نرسيده بود كه موحدين لشكر ابن غانيه را در هم شكستند و بسيارى را كشتند . ابن غانيه و همپيمانش قراقوش به توزر گريختند .
موحدين از پى ايشان تاختند . چون به توزر درآمدند خليفه دريافت كه ابن غانيه و قراقوش به صحرا گريختهاند . اين هزيمت در روز نهم شعبان سال 583 ه / پنجم اكتبر سال 1187 م اتفاق افتاد « 28 » .
ابو يوسف المنصور پس از آن به قابس لشكر برد . قابس پايگاه قراقوش بود . روز ديگر مردم شهر امان خواستند . چون به شهر درآمد ياران و خويشاوندان قراقوش را بگرفت . آنان به عبث به قصبه پناه برده بودند . اموالشان را بستد و همه را برده ساخت و به مراكش فرستاد . « 29 » سپس از راههاى صعب و بىآب و گياه از قابس به بلاد جريد رفت و بر شهرهاى اين منطقه چون نواوه و توزر و تقيوس و حمّه و نفطه غلبه يافت . مهمترين آنها توزر مركز بلاد جريد بود . مردم اين نواحى بر ضد باقى مردم ميورقه برخاستند .
بعضى را كشتند و بعضى را اسير كردند . بقايايشان از توزر به صحرا گريختند . موحدين
هامش
( 27 ) . الرسائل الموحديه - الرسالة الثلاثون ص 186 .
( 28 ) . ابن الاثير ، الكامل ج 11 / ص 196 . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 162 و 163 . رحلة التجانى ص 136 و 137 و 162 . الرسالة الثلاثون من رسائل الموحديه ص 188 . و نيز28 18 . P , dibi : leB . A( 29 ) . الرسالة الثلاثون من رسائل الموحديه ص 190 .