موحدى را زير نظر داشت و لشكرى از مردم ميورقه و عربها و غزها و بعضى طوايف سليم بسيج كرد و در نزديكى قيروان لشكرگاه برپا كرده بود . چون طلايهء لشكرش پديدار شد خليفه مىخواست پيش از تعبيه بر آنان بتازد ولى سران موحدين و وزرا در مجلس مشاوره رأيشان بر آن قرار گرفت كه راه خود به تونس ادامه دهند تا لشكر بياسايد و آمادگى بيشتر يابد . بدينگونه سپاه موحدى در ماه صفر سال 583 ه به تونس رسيد .
اين يك خطاى نظامى بود كه موحدين براى آن بهايى گران پرداختند . خليفه در تونس شش هزار سوار تجهيز كرد و تحت فرمان پسر عمش يعقوب بن ابى حفص و عمر بن ابى زيد از مشايخ موحدين و على بن الربرتير به ميدان كارزار فرستاد . على ابن غانيه در نزديك قفصه بود . دو سپاه در دشتى موسوم عمره به يكديگر رسيدند . در روز پانزدهم ربيع الاول سال 583 ه / بيست و پنجم ماه مه سال 1187 م دو سپاه بر هم زدند .
على بن الربرتير اسير شد و لشكرش پراكنده گرديد . عربها نيز بر عادت هميشگى خويش رو به گريز نهادند و سردارشان ابو على بن يومور به اسارت درآمد و هنوز روز به پايان نرسيده بود كه لشكر موحدين پراكنده گرديد . حتى خليفه با قليلى از لشكريانش از معركه گريخت . پيادگان كه نمىتوانستند بگريزند ، و مجروحان برجاى ماندند . اينان همه به قفصه پناه بردند . على بن غانيه نخست امانشان داد و چون گرد آمدند فرمان داد تا همه را كشتند . على ابن الربرتير و ابن يومور را نيز شكنجه داد و سپس بكشت و سر ابن يومور را بر دروازهء قفصه بياويخت . بدينگونه لشكر موحدين در اين نبرد شكستى سخت خورد . « 26 »
اين شكست در خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور تأثيرى شگرف داشت . از اينرو بار ديگر لشكر بياراست و براى گرفتن انتقام در آغاز ماه رجب سال 583 ها / هشتم سپتامبر سال 1187 م رهسپار قيروان شد . چون به قيروان رسيد رسولى و نامهاى نزد
هامش
( 26 ) . الكامل ج 11 / ص 196 . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 160 و 161 . رحلة التجانى ص 136 و 162 و نيز08 - 07 . P . dibi leB . A