تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بجايه بازگرديد . در آنجا در مسجد جامع نشست و مردم با او بيعت كردند . او نيز در گنجها بگشاد و مردم را بخصوص اوباش عرب را جامه و اموال بخشيد . چون از تنظيم امور بجايه بپرداخت رشيد رومى را با برادرش يحيى در آنجا نهاد و خود لشكر به قسنطينه برد . ولى مردم قسنطينه كه آمادهء دفاع بودند جمعى از مردانش را كشتند و در شهر موضع گرفتند . على بن غانيه شهر را محاصره نمود . خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور كه هنوز در آغاز فرمانروائيش بود چون اين حوادث اسفبار را ديد براى دفع آن از جاى بجنبيد و بيست هزار جنگجو به سردارى پسر عمش السيد ابو زيد بن ابى حفص روانهء پيكار او نمود . در همان وقت ناوگان بزرگ موحدى به سردارى ابو محمد اسحاق بن جامع و ابو محمد بن عطوش كومى و ابو العباس صقلى از سبته برسيد . در جنگهاى موحدين غالبا نيروى دريايى و زمينى هم‌آهنگ عمل مىكردند . سپاه موحدين ابتدا به فاس رفت و از آنجا رهسپار تلمسان شد و در آنجا منتظر فرصت ، درنگ كرد . آنگاه از كنار ساحل روانهء مشرق شد . ناوگان نيز در دريا محاذى آن پيش مىرفت . خليفه ابو يوسف يعقوب به ساكنان شهرهاى مغلوب در نهان نامه نوشته و آنان را از دررسيدن لشكر موحدى آگاه كرده بود . از اين‌رو چون لشكر موحدى را نزديك يافتند قيام كردند و بسيارى از ياران ابن غانيه را گرفتند . پيش از آنكه لشكر زمينى به الجزاير رسد ، ناوگان در آنجا پهلو گرفته بود . يحيى بن اسحاق بن غانيه و اتباع ميورقى او را اسير كردند . سپس مليانه را گرفتند . يدر بن عايشه از آنجا بگريخت ولى مردم شهر به تعقيبش پرداختند و پس از جدال و آويزى اسيرش نمودند و سپس اعدام كردند . السيد ابو زيد در اين هنگام به وادى شلف رسيده بود . فرمان داد كه جنگ را پى گيرند و خود شتابان به سوى بجايه راند . زيرا مىدانست كه على بن اسحاق بن غانيه مىخواهد السيد ابو موسى و ياران او از زعماى موحدين را كه در بند او بودند ، به ميورقه انتقال دهد . ناوگان موحدين به بجايه رسيد و در نهان مردم را از فرارسيدن موحدين آگاه كرد . مردم در درون شهر بشوريدند و دروازه‌ها بگشادند و لشكر دريايى و در رأس آنان ابو محمد بن جامع به شهر درآمدند و مهاجمان ميورقى و
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 119 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان