تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
فقيه و محدث ابو محمد عبد الحق بن عبد الرحمان الازدى اشبيلى صاحب كتاب « الاحكام » ادا كرد . چون اين خبر به خليفه ابو يوسف يعقوب رسيد تصميم به قتل ابو محمد عبد الحق گرفت ولى خود پس از اندكى درگذشت و او از انتقامش برست . على اسحاق بن غانيه برادر خود يحيى را به معاونت رشيد رومى در بجايه نهاد و خود براى طرد والى آن السيد ابو الربيع رفت كه همچنان در نزديك شهر بود . در جايى به نام ياميلول دو لشكر مصاف دادند . عربهايى كه در لشكر السيد ابو الربيع بودند طبق معمول ، همين كه احساس شكست كردند به ابن غانيه پيوستند . ابو الربيع منهزم گرديد و جمعى از مردانش كشته شدند و لشكرگاهش با اموال و زن و فرزندش به دست دشمن افتاد ولى او خود به الجزاير و از آنجا به تلمسان گريخت . در آنجا بر والى شهر السيد ابو الحسن بن ابى حفص بن عبد المؤمن فرود آمد و هر دو آمادهء دفاع شدند . « 14 » على بن اسحاق بن غانيه پيروزمندانه پيش راند تا به الجزاير درآمد . يحيى فرزند برادر خود طلحه را در آنجا نهاد و رهسپار مليانه و مازونه و سپس اشير و قلعهء بنى حماد شد و بر آن‌ها استيلا يافت و مردم را كشت و اموالشان مصادره نمود . مليانه كه مهمترين اين بلاد بود شهرى رومى بود كه زيرى بن مناد الصنهاجى آن را تجديد بنا كرده بود . ادريسى در اين ايام آن را شهرى كهنسال و مستحكم و سبز و خرم توصيف مىكند كه اراضى آن از نهر شلف سيراب مىشود و مىگويد در جنوب آن كوهى است موسوم به كوه وانشريش كه قبايل بربر چون مكناسه و حرسون و اوربه و بنى ابى خليل و كتامه و مطماطه و بنى مليلت و بنى وارتجان و بنى ابى خليفه و يصلاتن و زولات و زواوه و هواره و غير آن در آنجا زندگى مىكنند . « 15 » طول اين كوه مسير چهار روز راه است و به نزديكى تا هرت پايان مىيابد . على بن اسحاق بن غانيه يدرين عايشه را در مليانه نهاد و خود چند روز درنگ كرد ، سپس به
هامش
( 14 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 191 . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 148 . ( 15 ) . الادريسى ، « وصف المغرب و ارض السودان و مصر و اندلس » ص 84 و 85 . الاستبصار فى عجايب الامصار ، الرسالة التاسعه ص 172 و 173 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 118 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان