موحدين سخت دشمنى مىورزيدند . جماعتى از مردم شهر نزد على بن اسحاق بن غانيه كس فرستادند و وعدهء يارىاش دادند . در اين پيكار على بن اسحاق به يارى برخى طوايف عرب از بنى هلال و رياح و اثبج اميدوار بود . و ما پيش از اين از شورشهاى اين منطقه و تلاش موحدين براى سركوبى آنها ياد كرديم .
على بن اسحاق كه از اين پس او را ميورقى لقب دادهاند ، ناوگانى حاوى سى و دو كشتى كه دويست سوار و چهار هزار پياده را حمل مىكردند به فرماندهى يكى از سرداران خود به نام رشيد نصرانى به سوى بجايه روان نمود و عم خود ابو زبير را در ميورقه بهجاى خود نهاد و خود با برادران با همان كشتيها رهسپار بجايه شد . ناوگان به سلامت به ساحل نزديك شد . شهر در عين آرامش بود و هرگز به خاطر كس نمىگذشت كه جنگجويان بر دروازه باشند . رشيد گروهى را با زورقى به پاى بارو فرستاد تا كسب خبر كند . والى شهر ابو الربيع سليمان عم خليفه از شهر خارج شده به نزد خليفه مىرفت و السيد ابو موسى كه عازم تلمسان بود ، با اصحاب خود در شهر فرود آمده بود . شهر هيچگونه آمادهء دفاع نبود . مهاجمان در پاى باروها اجتماع كرده بودند تا فرمان حمله صادر شود . بعضى از ايشان از بارو فرورفته بودند تا جايهاى مناسب را براى حمله به آن بيابند . مردم شهر خبر شدند و براى دفاع گرد آمدند ولى به زودى جنگجويان ميورقه غلبه يافتند و اهل شهر را زير باران تير گرفتند ، سپس سواران از روزنهاى بارو به درون تاختند و به شهر مسلط شدند و السيد ابو موسى و زن و فرزند او را و ديگر موحدين را كه دستگيريشان لازم بود دستگير كردند . بدينگونه بجايه در ششم ماه شعبان سال 580 ه / سيزدهم نوامبر سال 1184 م به دست على بن اسحاق ميورقى افتاد . « 13 »
على بن اسحاق بن غانيه يك هفته در بجايه ماند و در كارها نظر كرد و نماز جمعه به جاى آورد و در خطبه خليفهء عباسى احمد الناصر را دعا كرد . ابن خطبه را اديب و شاعر و
هامش
( 13 ) . المراكشى المعجب ص 153 . ابن الاثير ، لكامل ج 11 / ص 191 / ابن خلكان ، وفيات الاعيان ج 2 / ص 429 .
الفردبل در24 . P . ainahG uoneB seLهمين تاريخ را پذيرفته ولى البيان المغرب القسم الثالث ص 148 صفر سال 581 را ضبط كرده ابن خلدون نيز از او پيروى كرده ، العبر ج 6 / ص 190 .