مورد استقبال خليفه ابو يوسف يعقوب قرار گرفت و اين استقبال تهمت اهمال و قصور را از او بزدود .
چون على بن غانيه توزر را گرفت هواى تصرف قفصه در سرش افتاد . پيش از اين گفتيم كه خليفه ابو يعقوب يوسف در سال 576 ه / 1181 م قفصه را بازپس گرفت و شورش بنى الرند را در آنجا سركوب كرد . اين شهر با آنكه در زير فرمان موحدين قرار گرفت همچنان دستخوش آشوب بود و مردم فرمان موحدين را آنچنانكه بايد دل نمىنهادند . از اينرو تا لشكر ميورقى شهر را به محاصره افكند مردم شهر موحدين را بيرون راندند و شهر را به ميورقى تسليم نمودند . ميورقى از سپاهيان مرابطين و همپيمانان ترك خود در آنجا پادگانى نهاد و استحكامات آن را تجديد كرد اين واقعه در سال 582 ه / 1186 م اتفاق افتاد .
بدينگونه على بن غانيهء ميورقى بر قسمت اعظم افريقيه سيطره يافت و خطبه به نام موحدين را قطع نمود و به نام خليفهء عباسى الناصر لدين اللّه اداى خطبه نمود . خليفه نيز براى او خلعت و علم سياه فرستاد . آنچه مخاطرهانگيز بود اين بود كه بسيارى از عربهاى سليم و رياح و غير ايشان در كنار او قرار گرفته بودند و او توانسته بود كه با قراقوش ارمنى مملوك ايوبيان و لشكر ترك او پيمان دوستى بندد . قراقوش با سپاه خود از مصر به سوى غرب رانده و بر طرابلس مستولى شده بود و جانب شرقى افريقيه را تحت نفوذ خود درآورده بود . « 17 »
2
در اين هنگام در ميورقه حوادث مهمى اتفاق مىافتاد . امرى طبيعى بود كه چون آن جزيره از بيشتر سپاهيان و سرداران كه همراه على بن غانيه به افريقيه رفته بودند
هامش
( 17 ) . ابن الاثير ، الكامل ج 11 / ص 196 .