تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
شرقى فروپاشيد و موحدين داخل مرسيه شدند و سلطهء خويش را بر سراسر شرق اندلس بگستردند و به جزاير شرقى نزديك شدند . در اين هنگام اسحاق بن محمد بن غانيه بهتر آن ديد كه با موحدين از در دوستى درآيد پس به نزد آنان رسولان فرستاد و از نفايس ذخاير و زيباترين كنيزان خويش هدايايى گسيل داشت . موحدين در آغاز به مسائل جزاير شرقى به ديدهء تحقير مىنگريستند و بدان نمىپرداختند چون بر سواحل اندلس و ثغور شرقى آن دست يافتند و اسحاق بن محمد بن غانيه را در نزديكى خود ديدند به جزاير توجه بيشترى نمودند و اهميت موقعيت نظامى آنها را درك كردند . خليفه ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن در سال 578 ه / 1182 م نامه‌اى به اسحاق بن محمد بن غانيه نوشت و از او خواست كه به اطاعت او درآيد و به نام او خطبه بخواند . اسحاق در اين باب با بزرگان دولتش به مشورت نشست سرانجام راى بر آن قرار گرفت كه پاسخ خليفه را به تعويق اندازد . اسحاق براى جنگ با مسيحيان ناوگان خود را به يكى از سواحل نزديك برد ولى در جنگ جراحتى مهلك برداشت گويند نيزه بر گلويش زدند . او را زنده به ميورقه آوردند و در آنجا در قصر خود در سال 579 ه / 1183 درگذشت . « 10 » چون اسحاق بن محمد بن غانيه بمرد پسر بزرگش محمد بن اسحاق به‌جاى او نشست . پدر در حيات خود او را به ولايت عهدى برگزيده بود . « 11 » محمد از آغاز حكومتش با مسئلهء موحدين دست به گريبان شد . ابو يعقوب سفير خود را با چند كشتى به ميورقه فرستاد تا او را به فرمانبردارى از موحدين فراخواند و بنگرد كه تا چه حد براى پذيرفتن اين دعوت روى خوش نشان مىدهد . اين سفير مردى از طراز خاص بود . و ابو الحسن على بن الربرتير نام داشت و فرزند شواليهء مسيحى الربرتر
retreveR lE
يا روبرتوى قطلونى بود . او سردار سپاه رومى يا مسيحيان مزدور لشكر مرابطين در ايام على بن
هامش
( 10 ) . المعجب ص 152 و نيز :. 52 42 . P , dibl : leB . A( 11 ) . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 190 المراكشى مىگويد پس از اسحاق پسر بزرگش على بود كه به‌جاى پدر نشست . ص 152 .