بود . « 23 » اين همه حزم و بصيرت در امور مملكت تا حدودى نتيجهء اين است كه سالها پيش از رسيدنش به خلافت والى اشبيليه بود و كارهاى اندلس را مىگردانيد .
ابو يعقوب به سبب همين دورانديشىاش هر خروج و عصيانى را مىكوشيد در نطفه خفه كند تا آنجا كه خود به تن خويش براى قتال با شورشگران به ميدان كارزار مىرفت .
در فتنهء غماره و سپس صنهاجه و شورش قفصه و غير آن چنان كه در مواضع خود بيان كرديم ، چنان كرد .
ديگر از امتيازات ابو يعقوب شوق فراوان او به جهاد در راه خدا بود . نشان علاقهء او به جهاد ، از جنبهء نظرى ، رسالهاى است كه در فضيلت جهاد نوشته و از جنبهء عملى دو بار لشكركشى عظيم او به اندلس و جنگ با ممالك اسپانياى مسيحى است ، هرچند در هر دو لشكركشى پيروزى حاصل نكرد ، ولى عاقبت جان بر سر اين كار نهاد .
ابو يعقوب پادشاهى بود بلندهمت و سخاوتمند و بخشنده ابن الخطيب او را آيت موحدين در بخشش و تيماردارى خلق مىشمارد . در ايام او مردم در آسودگى و بىنيازى مىزيستند . « 24 »
اما بزرگترين خاصه و خصيصهء او گرايشاش به علم و علما بود . به قول ابن صاحب الصلاة قرآن را از بر داشت و عالم به حديث بود و علوم شرعى و اصولى را نيك مىدانست و در علوم امام المهدى سرآمد همگان بود . « 25 » المراكشى او را در ادب عرب آگاهترين مردم مىشمارد و گويد كه هيچكس به ايام و مآثر و اخبار عرب در جاهليت و اسلام از او داناتر نبود . « 26 »
ابو يعقوب يك بربر اصيل بود ، هم از سوى پدر و هم از سوى مادر . در تينملل شهر المهدى بن تومرت پرورش يافت . اين روح علمى را از پدر به ارث برده بود گذشته از اين از سال 551 ه يعنى در سن هجده سالگىاش تا سال 558 ه كه پدرش درگذشت و
هامش
( 23 ) . وفيات الاعيان ج 2 / ص 490 .
( 24 ) . المعجب ص 133 . الاحاطه مخطوط اسكوريال برگ 395 .
( 25 ) . ابن صاحب الصلاة المن بالامامه برگ 46 ب .
( 26 ) . المراكشى المعجب ص 132 و 133 .